تغيير موازنه نظامي و سياسي در سوريه پس از حوادث پ
ارشناسان خاورميانه ميگويند، منتظر تحولات جديدي در سوريه باشيد. دليل آن انضمام فرانسه به ائتلاف روسي عليه تروريسم و داعش در سوريه است. نيروي هوايي و دريايي روسيه در مناطق ساحلي سوريه و درياي مديترانه مستقر شده و مانورهاي نظامي ويژهاي را برگزار کرده است. گفته ميشود حتي بعيد نيست که نيروي زميني روس نيز وارد عمل شود.فرانسه نيز پس از حوادث پاريس با تکيه بر تواناييهاي ناتو و قدرت نظامياش رهسپار جنگ هوايي با داعش شده و ناوهواپيما بر شارل دوگل در کنار ناوهاي روسي براي حمله به داعش مستقر شده است. اطلاعات ميداني حاکي از اين است که هماهنگي لازم بين روسيه و فرانسه براي تقسيم ميدان آبي درياي مديترانه در مقابل سواحل سوريه براي انجام عمليات هوايي نيروي هوايي فرانسه عليه مواضع داعش انجام شده است و قرار است علاوه بر هواپيماهاي مستقر بر ناوهواپيما بر شارل دوگل فرانسه، 24 هواپيماي جنگي فرانسه مستقر در ابوظبي و اردن نيز به اين مجموعه اضافه شوند.
ترکيه نيز بار ديگر با تکيه بر نيروهاي تحت امرش در سوريه (مجموعههاي مسلح جبهه الشام و احرار الشام) در تلاش است مناطق نفوذ و امن در شمال حلب ايجاد کند. ترکيه اين اقدام محتمل را در راستاي بستن مرزهاي مشترک ترکيه و سوريه به روي داعش عنوان کرده است، چيزي که چند روز پيش از سوي آمريکا اعلام شد مبني بر اين که ترکيه همه مرزهايش را به روي داعش ميبندد.
پادشاهي سعودي بعد از آن که نتوانست به اهداف سياسياش در سوريه برسد و سکانداري جنگ عليه نظام سوريه را از دست داد اکنون در حال گسيل صدها مخالف نظام سوري به رياض است تا پيش از سومين جلسه مذاکرات وين براي سوريه همه قوايش را در مذاکرات پيش رو جمع کند، با اين همه براي کسب قدرت در ميز مذاکرات همچنان به نيروهاي تحت امرش در سوريه و اقدامات نظامي آنها چشم دوخته است.
همه اين شواهد نشان ميدهد که سوريه در آستانه تحولي مهم است که بي هيچ شک و شبههاي پيش درآمدش عمليات گسترده نظامي از سوي همه طرفها در اين کشور است؛
گو اين که هيچکس نميتواند تضمين دهد که اين عمليات به راه حلي سياسي منجر شود، چه آن که ممکن است بر خلاف همه انتظارها (انتظاراتي که پس از مذاکرات وين براي سوريه براي راه حل سياسي پيش آمده است) جنگ با شدت بيشتري در اين کشور ادامه يابد.
همزمان داعش به شکل غير منتظرهاي اقدامات تروريستي خود را در ترکيه، مصر، لبنان، اروپا و به شکل خاص در فرانسه شدت بخشيده است. داعش در حالي دست به اين اقدام ميزند که در ميدان درگيريهاي نظامي پس از دخالت مستقيم روسيه در سوريه دستاوردهاي بزرگي نداشته بلکه شکستهايي را نيز متحمل شده است.
ابتدا داعش در عملياتي در آنکارا در اقدامي تروريستي 102 تن را از پاي در ميآورد. سپس هواپيماي روسي حامل 224 مسافر روسي را در آسمان صحراي سينا منفجر ميکند. در اقدامي وحشيانه ضاحيه جنوبي بيروت در منطقه برجالبراجنه را هدف قرار داده و 45 نفر را به شهادت رسانده و دهها نفر را مجروح ميکند و در پايان در عمليات تروريستي پاريس 132 نفر را قرباني ميکند.
اهداف داعش در عمليات تروريستي برج البراجنه
براساس اعلام منابع امنيتي لبناني و اظهارات سيد حسن نصرالله، دبيرکل حزبالله بنا بر آن بود تا با استفاده از اين عمليات تروريستي جنگي جديد در لبنان بين فلسطينيها و لبنانيها و به شکل خاص شيعيان لبنان آغاز شود چه آن که اين عمليات در ضاحيه جنوبي بيروت و در منطقه اردوگاه فلسطيني برج البراجنه روي داده است که بيش از 25 هزار پناهنده فلسطيني در کنار آوارههاي سوري و فلسطيني رانده شده از سوريه در آنجا استقرار دارند. محل استقرار تروريستهاي وابسته به داعش در اردوگاه برجالبراجنه بوده و از ابتدا اين گونه وانمود شد که برخي فلسطينيها در اين عمليات دست داشتهاند.
گمان داعش بر اين بود که با انفجار در برجالبراجنه و قتل عام مردم شيعه در ضاحيه جنوبي بيروت، واکنشهاي شديد آغاز و نبردي بين فلسطينيها و لبنانيها آغاز ميشود اما تدابير ويژه و مواضع روشنگرانه سيد حسن نصرالله، دبيرکل حزب الله و سپس اعلام نتيجه دستگيريهاي سازمان امنيت لبنان نشان داد که عوامل اين انفجار سوريهاي داعشي بوده و اردوگاه برج البراجنه را به عنوان پايگاه عملياتي قرار داده بودند. به هر حال به رغم شهادت دهها نفر از شيعيان اين منطقه با هوشياري حزبالله اين توطئه داعش خنثي ميشود. کشفيات سازمان امنيت لبنان و نيروهاي اطلاعات ارتش لبنان نشان ميدهد که طرح بازگشت عمليات انتحاري و توسعه درگيريها بين فلسطينيها و لبنانيها رشتهاي دراز و فراتر از حد تصور داشته است.
چرايي عمليات تروريستي داعش و انعکاسهاي آن
پس از اين عمليات تروريستي در بيروت، انفجارها به پاريس منتقل ميشود و رويدادي که به 11 سپتامبر اروپا و فرانسه شهرت مييابد به وقوع ميپيوندد و طي آن پاريس به مدت 72 ساعت به شهري نظامي با تدابير شديد امنيتي تبديل ميشود. از اين مرحله فرانسه، اروپا و پيمان ناتو وارد عرصه رويارويي سياسي و اتخاذ تدابير جنگي عليه داعش ميشوند. از اين لحظه به بعد سوالات زيادي ايجاد ميشود:
1- چرا داعش دايره درگيريهاي خود را از عراق و سوريه در يک برهه زماني کوتاه مدت به مصر، ترکيه، روسيه، فرانسه (اروپا) و لبنان (حزبالله) گسترش ميدهد؟ آيا آنها در پايان يکي از مراحل حيات داعش اقدام به عمليات انتحاري کردهاند؟ يا آن که در حال انتقال پيامهايي مبني بر قدرت غير قابل کنترلشان در ديگر کشورهاي جهان هستند؟
2- آيا فرانسه و ناتو در اقدامي مشترک دست به عمليات نظامي عليه داعش در سوريه خواهند زد و بدون هماهنگي با روسيه، دولت و ارتش سوريه و ديگر همپيمانان سوريه، دخالتي از نوعي جديد در سوريه خواهند کرد؟ يا آن که هماهنگي با روسيه انجام و ائتلاف مورد نظر پوتين عليه داعش شکل ميگيرد؟
3- آيا در حالي که مذاکرات وين در دو مرحله گفتگوها براي حل بحران نظامي گفتگوي سياسي را در پيش گرفته است، اقدام جديد فرانسه و ناتو منجر به بحراني تر شدن وضع سوريه ميشود يا آن که با ايجاد هماهنگي با همه اطراف در سوريه، هرگونه اقدام نظامي عليه داعش در سوريه منجر به تسريع در روند گفتگوهاي سياسي مورد نظر در سوريه ميشود؟
4- آيا آن چنان که وزير اطلاعات ايران اعلام کرده است اين اقدامات تروريستي داعشي ميتواند پيام يا زنگ خطري براي ايران باشد که مدتها است که در دايره تهديدهاي داعش قرار دارد؟ آيا اين امکان وجود دارد که ايران نيز آماج اقدامات تروريستي داعش قرار گيرد؟
تواناييهاي داعش در محل اجراي عمليات تروريستي
اما چرا داعش چهار نقطه اساسي در آنکارا، شرم الشيخ (هواپيماي مسافربري روسيه)، بيروت و پاريس را هدف قرار ميدهد و اهداف تروريستي خود را به راحتي اجرايي ميکند؟
1- داعش از سوريه با همه مناطق چهارگانه اجراي عمليات تروريستي ارتباطي زميني داشته و در هر کدام از اين مناطق نيروها و پايگاه اجتماعي، عملي و نظامي دارد.
2- داعش از سالها پيش با ترکيه روابطي گرم و دوطرفه داشته است. حتي برخي از ايدئولوگهاي حزب اردوغان، داعش را يکي از مظاهر جريانهاي اسلامي ميدانستند. ترکيه حامي لجستيک و مرز انتقال همه کمکهاي نظامي، غذايي، بيمارستاني و پل انتقال افراطيون اروپايي به سوريه بوده است. نيروهاي داعش به وفور در ترکيه يافت ميشوند و براي آنها انجام عمليات تروريستي در آنکارا يا ديگر شهرهاي ترکيه سخت نيست.
3- پس از تشکيل امارت سينا و بيعت نيروهاي افراطي صحراي سينا با داعش، داعش عملا صاحب پايگاه عملياتي در منطقه سينا شد و به شکل ميداني همه شبه نظاميان اين منطقه را تحت امر خويش در آورد و به اين شکل توانست ميدان مانورهاي خود را از سوريه به مصر منتقل کند. بنابراين اجراي عمليات تروريستي در شرم الشيخ و بمب گذاري هواپيماي روسي برايش کار سختي نبوده است به خصوص آن که صحراي سينا انبارهاي تسليحاتي ناشناختهاي دارد که امروز در اختيار گروههاي تروريستي وابسته به داعش قرار گرفته است.
4- سوابق عمليات تروريستي دو ساله اخير در بيروت نشان مي دهد با وجود حدود 2 ميليون پناهنده سوري و وجود برخي پايگاههاي اجتماعي انديشههاي تکفيري در شرق و شمال لبنان، داعش عملا داراي ستادهاي نظامي تروريستي در لبنان است که در هر برهه از زمان براساس دستورات فرماندهان داعش از سوريه اقدام به عمليات تروريستي ميکنند. با توجه به سوابق پيشين در بيروت، اقدام تروريستي در برجالبراجنه بيروت غير قابل پيش بيني نبوده است و نيروهاي وابسته به داعش در سايه تعقيب و مراقبت نيروهاي امنيتي لبنان براي خود خانههاي تيمي و نقاط امن جديدي دارند تا همچنان به عمليات انتحاري تروريستي دست بزنند.
5- پس از اعلام سوابق عبدالحميد اباعود و همدستانش در عمليات تروريستي پاريس بر همگان روشن شده است که داعش در اروپا با به خدمت گيري هزاران جهادي اروپايي که اکثريت آنها تابعيتي بلژيکي و فرانسوي دارند، شبه نظامياني آماده در اروپا دارد که ميتوانند هر نقطه از فرانسه و ديگر کشورهاي عضو اتحاديه اروپا را به هم بريزند. اين وضعيت کاملا منحصر بفرد براي داعش در مقايسه با ديگر کشورهاي جهان است و با هيچ جاي ديگري قابل قياس نيست لذا ميتوان ادعا کرد اگر داعش تصميم به اجراي عمليات تروريستي در اروپا بگيرد به مراتب راحت تر عملياتي ميکند تا جاهاي ديگر دنيا.
فرق ايران با مناطق چهارگانه عمليات تروريستي داعش
شايد به همين دليل است که ايران تاکنون هدف عمليات تروريستي قرار نگرفته يا اگر هم از قبل نقشههاي داعش در حال اجرا بوده توسط نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي ايران خنثي شده است. علت عمده آن است که داعش در ايران فاقد پايگاه اجتماعي و فرهنگي حامي است و به رغم برخي اخبار جسته و گريخته مبني بر وجود برخي ايرانيها در صفوف داعش اما تاکنون به دليل حجم بسيار ناچيز آن، داعش و ديگر مجموعههاي تروريستي در عراق و سوريه نتوانستهاند ايران را هدف قرار دهند. ما ميتوانيم اين حجم آماري را مثلا با ترکيه، مصر، لبنان و فرانسه يا بلژيک مقايسه کنيم. ايران در مقايسه با اين کشورها نه از نظر سربازگيري داخلي و نه از نظر پايگاه اجتماعي حامي انديشههاي تکفيري اصلا قابل مقايسه با آنها نيست. با توجه به سير تحولات چهار ساله اخير کشورهايي مثل ترکيه، لبنان، مصر، فرانسه و بلژيک داعش اکنون داراي همه بسترهاي لازم براي انجام جناياتي نظير عمليات تروريستي در پاريس يا بمبگذاري هواپيماي روسي در شرم الشيخ هست اما ايران داراي چنين بستري براي داعش نيست و بدون شک يکي از دلايل بروز چنين حالتي سهل انگاري و همکاري کشورهايي نظير ترکيه و فرانسه در توسعه دامنه خشونت و تروريسم در سوريه و عراق بوده است.
با اين همه اين استدلالها نافي لزوم دقت و هوشياري دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي کشورمان در مقابله با نقشههاي گروه هاي تروريستي در عراق و سوريه نيست به خصوص آن که داعش، جبهه النصره و ارتش موسوم به آزاد سوريه در داخل سوريه از برخي منافقين براي عمليات نظامي، استراق سمع و جاسوسي استفاده ميکنند.
آمريکا، ترکيه و منطقه امن در سوريه
آمريکا در قالب گفتگوهاي انجام شدهاش با ترکيه تاکيد کرده است که مرزهاي ترکيه با سوريه به منظور بستن تمامي راههاي امدادي داعش بسته خواهد شد اما تاکنون افشا نکردهاند که کدام خطوط مرزي و چگونه بسته ميشود و ترکيه چه تعهداتي به آمريکا داده است. آيا آن چه که تحت عنوان ايجاد منطقه امن در داخل سوريه از سوي ترکيه مطرح شده است همان مطالب افشا نشده آمريکا در گفتگو با ترکيه است؟ ترکيه که سالها با پرونده انضمام به اتحاديه اروپا دست و پنجه نرم ميکند اکنون در برابر آزمايشي سخت قرار گرفته است و بايد بين حمايت لجستيک از داعش و جبهه النصره و ديگر گروههاي تروريستي سوريه و ارتباط فعال با اروپا يکي را انتخاب کند. رسوايي انتقال 65 هزار ماشين صفر کيلومتر شاسي بلند براي داعش که همه آنها از مرز ترکيه به سوي سوريه انتقال يافته است، مواضع سياسي دوگانه و دو پهلوي ترکيه در قبال مبارزه با تروريسم را در کوران سختي قرار داده است. همه اطراف در سوريه متفقالقول هستند که بخش اعظم کمکهاي لجستيک به داعش در سوريه و عراق از طريق مرزهاي مشترک ترکيه با سوريه به دست داعش رسيده است.
مواضع ناپخته سعودي در بحران سوريه ادامه دارد
پادشاهي سعودي که در دومين دور مذاکرات فراگير وين با حضور ايران در آستانه اقدام براي تلاشي و برهم زدن معادلات سياسي در مذاکرات بود به دنبال عمليات تروريستي پاريس با موازنههاي برهم ريخته اي روبرو شد. سعودي ها تلاش داشتند تا در صورت عدم تعيين جدول زماني براي برکناري بشار اسد از مذاکرات عقب نشيني کرده و فرمول شکست خورده مذاکرات را به پاي روسيه و ايران بگذارند اما با عمليات در پاريس موضوع لزوم مبارزه جدي با تروريسم در سوريه در صدر گفتگوهاي وين قرار گرفت و نتيجه انتقال به مرحله دولت فراگير سياسي در ظرف شش ماه از آن خارج شد. سياست خارجي سعودي که بين مخالفان مسلح ضد نظام سوريه و حضور بشار اسد رييس جمهور سوريه تلازمي حياتي و استراتژيک برقرار کرده بود در سايه تحولات پاريس اين مکانيسم سياسي را از دست دادند و موضوع برکناري بشار اسد نه تنها هيچ سند رسمياي پيدا نکرد که آينده وي در قالب انتخاب مردم سوريه تفسير يافت که بيشتر به قرائت روسيه و ايران در مذاکرات از آينده بشار اسد شباهت دارد. پس از عمليات پاريس انتقادات از عملکرد آمريکا و فرانسه در قبال سعودي و انديشههاي افراطي وهابيت به شدت اوج پيدا کرد بگونهاي که برخي به اين خوش گماني روي آوردند که مرحله آغاز بررسي پروندههاي حمايت سعودي از تروريسم شروع شده است.
ناکاميهاي ترکيه در بحران سوريه ادامه دارد
به نظر ميرسد ترکيه پس از تحولات تروريستي در پاريس و به رغم برخي مانورهاي سياسي در اجلاس گروه جي 20 در آنتاليا يکي از شکست خوردههاي جدي در تحولات سوريه است. اردوغاني که از سقوط زودهنگام دولت سوريه و برگزاري نماز جماعت(با مخالفان نظام سوريه) در مسجد اموي دمشق سخن ميگفت اکنون پس از گذشت چهار سال همچنان شاهد حضور دولت سوريه در دمشق است. اردوغان سپس از لزوم حملات زميني با کمک ناتو سخن گفت که آن هم عملي نشد. بعدها از ايجاد منطقه ممنوعه پرواز بر فراز سوريه حرف زد که آن هم محقق نشد. آنگاه از لزوم ايجاد منطقه امن در داخل سوريه سخن گفت که آن هم اجرايي نشد و حتي همپيمانان غربي اش نيز اين موضوع را حمايت نکردند. اکنون سوال اين است که با وجود دخالت گسترده نظامي روسيه در سوريه آيا باز هم مي تواند از ايجاد منطقه امن در 98 کيلومتر مرز مشترک بين سوريه و ترکيه سخن بگويد؟ به نظر ميرسد اردوغان با همه تمهيداتي که توسط مجموعه هاي مسلح وابسته به ترکيه در مناطق ادلب، حلب و جسر الشغور تدارک ديده است اما اين ديدگاه هم راه به جايي نخواهد برد. پس از تحولات نظامي در استان الحسکه سوريه و عقب رانده شدن داعش از برخي از اين مناطق توسط نيروهاي کرد منطقه، ترکيه به شدت در قبال اين تحولات واکنش نشان داده و قدرت يافتن کردها در اين منطقه را اقدامي عليه امنيت ملي خويش ارزيابي ميکند، اين در حالي است که آمريکاييها نيروهاي کرد اين منطقه را تجهيز کرده و از عمليات نظامي آنها عليه داعش حمايت ميکنند. اين تحولات نيز به چالشي جديد براي ترکيه در داخل سوريه تبديل شده است.
آيا مواضع فرانسه در قبال تحولات سوريه و آينده آن تغيير ميکند؟
پاريس با تکيه بر مواضع فرانسوي و اروپايياش در تجديد نظر در چگونگي برخورد با تروريسم در سوريه جدي است اما در چگونگي برخورد با موضوع سوريه هنوز مردد است. گو آن که ديدگاههايي حاکي از آن است که احتمال چرخش سياست خارجي فرانسه وجود دارد، گرچه اولاند در ديدار با نخست وزير انگليس در پاريس که به منظور هماهنگيهاي اطلاعاتي بين دو طرف براي مبارزه با داعش انجام شد بار ديگر اعلام کرده است که بشار اسد جايي در آينده سياسي سوريه ندارد. از زبان فرانسوا اولاند رئيس جمهوري فرانسه رسما اعلام شد ، اين کشور در حال جنگ با تروريسم و داعش است و همه تواناييهاي نظامي، امنيتي و سياسياش را در همين مقوله بهکار خواهد برد و به همين منظور آرايش نظامي، هوايي و دريايي خود را در منطقه درياي مديترانه با هدف هجوم به داعش در سوريه تغيير داده است. منتقدان فرانسوي سياست خارجي اين کشور معتقدند در حالي که تروريسم داعشي همه ارزشهاي فرانسه را هدف قرار داده است چگونه فرانسوا اولاند هدفي سياسي در سوريه را بر هدف اصلي که اکنون دشمن شماره يک فرانسه شده است را مقدم ميدارد. حضور جدي نظامي فرانسه در سوريه با آن که گفته ميشود در قالب هماهنگي با روسيه خواهد بود اما اين نگراني را ايجاد کرده است که دخالت فرانسه بدون ترديد هماهنگي با آمريکا و ائتلاف بينالمللي عليه داعش را در پي خواهد داشت و آيا اين سياست به منزله تحميل مواضع آمريکا در اقدامات جديد نظامي فرانسه است؟ چه آن که آمريکا اعلام کرده است که تغييري در سياستهاي خود در مقابله با داعش در سوريه و عراق ايجاد نکرده است. برخي از سياستمداران فرانسوي، دولت اين کشور را به همپيماني و تشکيل ائتلافي با روسيه عليه داعش فرا مي خوانند زيرا روسيه را جدي تر از آمريکا در مبارزه با داعش و تروريسم ميدانند اما فرانسوا اولاند دنبال نظريهاي جديد در قالب ائتلاف فرانسوي، روسي و آمريکايي عليه داعش است و به همين منظور ديدارهاي جداگانهاي را با اوباما و پوتين ترتيب داده است.
سياست هرج و مرج هوشمندانه آمريکا ادامه دارد
آمريکا در سايه نظام امنيتياش «سياست هرج و مرج هوشمندانه» که از سال 2003 بر خاورميانه سايه انداخته است از عدم بازنگري در سياستهايش در خاورميانه و به شکل خاص در سوريه سخن ميگويد. به رغم قربانيان تروريسم از عراق، سوريه و لبنان تا اروپا و فرانسه اما باراک اوباما همچنان در دود و غبار جنگ داخلي در سوريه و گسترش آن در يمن و عراق از دموکراسي در سوريه سخن ميگويد و مدعي است بشار اسد از سوي اکثريت مردمش فردي غيرمقبول است و او بايد برود تا جنگ در اين کشور پايان يافته و امکان مبارزه با تروريسم فراهم شود. آمريکاييها که فرماندهي ائتلاف بينالمللي عليه داعش را به مدت دو سال اخير در دست دارند تا اين لحظه نه تنها نتوانستهاند از توسعه مرزهاي تروريسم داعش جلوگيري کنند که دامنه وحشيگريهاي آن تا فراز صحراي سينا و تا قلب پايتخت فرانسه نيز سرايت کرده است و اگر بنا بر محاسبه باشد منطقي آن است که آمريکاييها بايد در قبال حوادث خونين پاريس مسئوليتي به عنوان رهبر ائتلاف بينالمللي عليه داعش بپذيرند. براساس اطلاعات و آمارهاي موجود در حال حاضر ميزان پروازهاي هوايي ائتلاف بينالمللي تحت رهبري آمريکا عليه داعش در روز از هفت بار تجاوز نمي کند و اين در حالي است که با آغاز جنگ سعودي عليه يمن، نيروهاي هوايي سعودي، امارات، قطر، کويت و اردن عملا از حملات هوايي عليه داعش خارج شدهاند، اين در حالي است که آمريکاييها در زمان حمله به عراق در هر روز 1100 عمليات هوايي عليه مواضع ارتش و نظام صدام انجام ميدادند. آمريکا که سياست"هرج و مرج هوشمندانه" در خاورميانه را نتيجه بخش ديده است همچنان از استمرار سياستهاي سابق خود حرف ميزند.

همزمان با عمليات تروريستي داعش در سرنگون کردن هواپيماي روسي در صحراي سينا و پاريس، مسکو قوي تر از قبل در عرصه مبارزه داعش در سوريه بر آمد و اميدوار بود گفتگوهاي دو جانبه پوتين و اوباما در حاشيه اجلاس گروه جي 20 در ترکيه، باعث نزديکي بيشتر مواضع دو طرف در سوريه شود اما آمريکاييها با مواضع اخير اوباما در باره سرنوشت سياسي بشار اسد و گره زدن سرنوشت وي به مبارزه فراگير با تروريسم و داعش در سوريه آب پاکي را روي دست روسها ريختند. روسها معتقدند آمريکا با اين مواضع دست به ماجراجويي خطرناکي در سوريه مي زند و تحولات آتي اين کشور را پيچيده تر ميکنند. نيروي هوايي روسيه با هماهنگي ارتش سوريه حملات سنگيني را عليه مواضع داعش در ديرالزور و رقه و ديگر نقاط سوريه تدارک ديده که آثار ميداني گسترده اي براي دولت و ارتش سوريه داشته است به گونهاي که اکنون نگاه به مناطق نزديک به دمشق است تا با پاکسازي اين مناطق امنيت بيشتري براي پايتخت سوريه ايجاد شود.
روسيه توان نيروي هوايي خويش در پايگاه هوايي لاذقيه را افزايش چشمگيري داده است و قرار است بمب افکنهاي توپولف 95 با قدرت حمل 15 تن و توپولف 160 نيز که قادر است معادل 40 تن انواع و اقسام بمب را حمل کند به مجموعه نظامي خويش بيفزايد و اين در حالي است که اکنون بيش از 4000 کارشناس و مستشار نظامي روس در سوريه حضور دارند و اين تعداد قابليت افزايش را دارد. ميزان همبستگي که روسها با فرانسويها در واقعه پاريس داشتند اصلا قابل مقايسه با همبستگي فرانسوي ها با روسها در واقعه سرنگون ساختن هواپيماي روسي بر فراز سينا نيست چه آن که مسکو به مراتب پس از واقعه پاريس قوي تر در صحنه حاضر شده و از هرگونه همکاري با فرانسه استقبال کردند اما در هر حال پس از تحولات اخير، روسيه بر تعداد هواپيماهاي خود در سوريه افزوده و گفته ميشود واحدهاي توپخانهاي خود را هم به نيروي هوايياش در سوريه افزوده است و با تکيه بر ائتلاف چهار ضلعي ارتش سوريه، ايران، حزبالله و روسيه، اکنون ارتش سوريه در آستانه کسب پيروزيهاي مهمي در منطقه حلب جنوبي و ادلب است. اگر فرض بر آن باشد که ناوگان دريايي فرانسه نيز به درياي مديترانه در نزديکي سواحل سوريه برسد آنگاه عملا سه نيروي دريايي بزرگ ارتشهاي جهان آمريکا، روسيه و فرانسه (در کنار ناوگانهاي ناتو) در اين منطقه مستقر ميشوند و اگر برنامه چين براي انضمام به ائتلاف روسي، ايراني و سوري نيز عملياتي شود آنگاه قطب چهارمي در اين منطقه از جهان نيز استقرار خواهد يافت.
همپيماني و ائتلاف ايراني روسي عليه تروريسم در سوريه
حضور پوتين در تهران در چارچوب سومين اجلاس کشورهاي صادر کننده گاز جهان و ديدار با مقامات عاليرتبه کشورمان و از جمله با مقام معظم رهبري اين گمانه زني را به شدت تقويت کرده است که بر همکاري و اقدامات مشترک دو کشور در سوريه عليه تروريسم افزوده خواهد شد و بر خلاف گمانه زنيهاي برخي رسانههاي غربي و عربي،همکاري ايران و روسيه براي مبارزه با تروريسم در اوج قرار دارد و همه اقدامات ضروري براي مبارزه با تروريسم و داعش در سوريه اتخاذ خواهد شد.
تصويب قطعنامه شوراي امنيت عليه داعش
اقدامات روسيه و تدابير جديد فرانسه عليه داعش بعد از تصويب قطعنامه اي عليه داعش که پس از اقدامات تروريستي داعش در پاريس به تصويب رسيد راه اقدامات قانوني گسترده عليه داعش در سوريه را هموارتر از گذشته کرده است و گفته ميشود حتي در صورت ضرورت امکان استفاده از نيروي زميني نيز در نظر گرفته شده است که ممکن است در قطعنامههاي بعدي شوراي امنيت عليه داعش در قالب توافق سه جانبه آمريکا، فرانسه و روسيه تصويب شود.
پس از افزايش تعداد هواپيماهاي جنگي روسي سوخو به 69 فروند، با ورود بمب افکنهاي استراتژيک روسيه (توپولف 160) به نبردهاي جاري در سوريه و استقرار آن در "پايگاه هوايي حميميم لاذقيه" و ديگر پايگاه هاي نظامي ساحلي (همچون پايگاه هوايي شعيرات در 30 کيلومتري جنوب حمص) و گسترش مواضع و پايگاه هاي موشکي در غرب سوريه ، همه منتظر تحولات دراماتيک در سوريه هستند. ارتش سوريه با پوشش هوايي روسيه نبردهاي سنگيني را در شمال لاذقيه در 2 کيلومتري مرزهاي مشترک با ترکيه آغاز و ضربات سختي را عليه مواضع مجموعههاي مسلح مستقر در اين مناطق کوهستاني وارد کرده اند.براساس برخي اطلاعات رسانه اي نيروهاي مشهور به قفقازي(نيروهاي افراطي اعزامي از چچن و برخي مناطق کشورهاي آسياي ميانه) که متخصص در نبردهاي کوهستاني به خصوص در فصل سرما هستند از سوي مجموعههاي مورد حمايت ترکيه به اين مناطق اعزام شدهاند تا در فصل سرما با نيروهاي سوري در اين منطقه وارد جنگ شوند.
بمبارانهاي هوايي روسيه در اين منطقه اعتراض شديد ترکيه را برانگيخته به شکلي که وزارت خارجه ترکيه آنري کارلوف سفير روسيه در ترکيه را فراخوانده و اعتراض خود را اعلام کرده است. اکنون اين سوال مطرح است آيا در مقابل موضع سخت و غير قابل انعطاف روسيه در سوريه، ترکيه ميتواند منطقه امن توسط مجموعههاي مسلح وابسته به خود در منطقه شمال حلب تا مرزهاي ترکيه ايجاد کند؟ جايي که گفته ميشود ترکيه با هماهنگي آمريکا مي خواهد 98 کيلومتر از مرز خود با سوريه را ببندد تا داعش از آنها براي کمکهاي لجستيک از ترکيه استفاده نکند! علي القاعده پاسخ بايد منفي باشد اما اصرار ترکيه که احتمالا حمايت آمريکا را در بر دارد ميتواند به توسعه جنگ در اين مناطق بيفزايد. کارشناسان نظامي ميگويند انتقال نبردهاي هوايي از هواپيماي جنگي "سوخو" به "بمب افکنهاي استراتژيک" حاوي مواضعي مستحکم از سوي ائتلاف چهارگانه روسيه، ايران، سوريه و حزبالله در سوريه است.
آغاز مرحله جدي مبارزه با تروريسم
مقام حزب دموکراتيک سوريه با تاکيد بر اينکه مخالفان خارجنشين و رژيمهاي حامي آنان با ادامه کشتارها قادر به سرنگوني نظام سوريه نيستند، گفت: حوادث تروريستي پاريس سبب آغاز مرحله جدي مبارزه با تروريسم در منطقه شده است.«نبيل احمد صافيه» عضو دفتر سياسي و رهبري مرکزي در حزب دموکراتيک سوريه در گفتوگو با خبرگزاري فارس در دمشق درباره نشست اخير «وين 2» درباره سوريه اظهار داشت، نمايندگان 17 کشور مشارکت کننده به اضافه اتحاديه اروپا و آمريکا و اتحاديه عرب در وين 2 توافق کردند که بر اساس جدول زماني تعيين شده و طي شش ماه حکومت انتقالي تشکيل شده و انتخابات طي 18 ماه آينده برگزار شود بدون اينکه در اين بيانيه به موضوع رياست جمهوري يا ماندن بشار اسد در رأس قدرت پرداخته شود.
وي افزود، در نشستهاي وين 1 و وين 2 تاکيد شد که داعش گروهي تروريستي است، اما درباره گروههاي احرار الشام و جبهه النصره اختلاف وجود داشت که مشخص شد اين قضيه به اردن واگذار شده تا فهرستي از اسامي گروههاي تروريستي آماده کرده و به شوراي امنيت ارائه دهد.احمد صافيه گفت: نماينده دولت سوريه غايب اين نشستها بود، در حالي که حضور او مسئلهاي ضروري و مهم است، چرا که اين نشستها به بحران سوريه اختصاص دارد و نمايندهاي از سوريه بايد در آن حاضر ميشد، اگرچه روسيه در همکاري با دولت سوريه، کشورهاي منطقه و به خصوص برادران ما در ايران براي حمايت از سوريه و ممانعت از سقوط آن صداقت خود را ثابت کرده و در راستاي منافع عربي گام برميدارد.
صافيه که عضو کميته مربوط به کنفرانس گفتگوي ملي سوريه نيز است، درباره حوادث تروريستي پاريس گفت: ما در حزب دموکراتيک سوريه چنين اقدامات تروريستي را در هر جاي دنيا که افراد بي گناه را هدف ميگيرد، محکوم ميکنيم.وي افزود، همه ما در سوريه اين حملات تروريستي که با اهداف صرفا سياسي صورت گرفت و شمار قربانيان آن اکنون به بالغ بر يکصد و هفتاد و دو تن رسيده و صدها تن هم زخمي شدهاند، محکوم ميکنيم و ديديم که بشار اسد، رئيس جمهور سوريه نيز اين فاجعه را به ملت فرانسه تسليت گفت.
اين مقام حزب دموکراتيک سوريه تاکيد کرد: اين کلام رئيس جمهوري سوريه از ذهن هيچ کس نميرود که در پي حملات تروريستي فرانسه عنوان شد که وحشيگري تروريسم را که امروز فرانسه شاهد آن بود، ملت سوريه بيش از پنج سال است با آن دست و پنجه نرم ميکند.
وي افزود، بشار اسد سياست اشتباه فرانسه را مسئول گسترش تروريسم توصيف کرد و پيشتر به هيئت پارلماني فرانسه نيز که به دمشق سفر کرده بودند گفته بود که تروريسم مرز و مليت نميشناسد.صافيه گفت: چه بسا عواقب حمايتهاي فرانسه از تروريسم و سازمانهاي تروريستي گريبانگيرشان شده و حالا آنچه را کاشتند درو ميکنند.وي افزود، به رغم مشارکت فرانسه در حملات هوايي ائتلاف آمريکايي ضدداعش در سوريه اما اين حملات کافي نيست، بايد راهبردي واقعي اتخاذ شد و غربيها به ائتلاف روسيه، سوريه و ايران براي مقابله با گسترش تروريسم در منطقه و جهان ملحق شوند.
عضو حزب دموکراتيک سوريه گفت: حملات تروريستي پاريس به موازات حملات 11 سپتامبر آمريکا بود، اما اهداف و عاملان آن متفاوت بودند، در 11 سپتامبر نيويورک، آمريکا دست به اين فاجعه زد يا حداقل طبق ميل آمريکا و خواستههاي استعماري وي حمله به برجهاي دوقلو ترتيب داده شد و البته اين فرضيه را حوادث متعاقب آن در جهان از جمله جنگ افغانستان و عراق ثابت کرد.وي افزود، اما حوادث فرانسه آغاز مرحله جدي مبارزه با تروريسم در منطقه خواهد شد، اگرچه فرانسه در ابتدا انگشت اتهام را به سوي سوريه نشانه گرفت که به يک سوري مهاجر براي خروج از اين کشور پاسپورت داده است، در حالي که اگر کسي بخواهد کاري را انجام دهد سندي از خود به جا نميگذارد و دستاني پنهان در پي بهانهتراشي براي مداخله نظامي عليه سوريه هستند، در هر حال فرانسه پيشنويس قطعنامه ضد داعش را به شوراي امنيت داد و اين قطعنامه به تصويب رسيد.
صافيه ادامه داد: روشن است که فرانسه در موضعگيري عليه سوريه به تدريج در حال عقبنشيني است، به خصوص پس از اينکه فرانسوا اولاند، داعش را در پس انفجارهاي اخير کشورش اعلام کرد و به تدريج از مواضع خود در حمايت از گروههاي تروريستي ميانهرو يا غيرميانهرو در حال بازگشت است.عضو حزب دموکراتيک سوريه گفت: امروز فرانسه به طور جدي به فکر حل سياسي بحران سوريه افتاده و مشخص است که مخالفان خارج نشين سوريه و گروههاي تروريستي نماينده آنها و کشورهاي حامي آنها نميتوانند در عرصه نبرد يا در عرصه سياسي کاري پيش ببرند.
وي افزود: تلاش مخالفان خارج نشين براي برکناري اسد، ناکارآمد بوده چرا که آنها فاقد افق سياسي يا برنامه سياسي مشخصي بوده و يک نهاد تروريستي هستند که هيچ دغدغه سياسي آشکاري جز کشتار و ريختن خون مردم بيگناه ندارند و ميتوان به اين جنايت آنها اصطلاح کشتار سياسي را داد، بنابراين آنها برنامه سياسي عقلاني که بازتابي در عرصه سوريه داشته باشد، در اختيار ندارد.وي افزود،فرانسه نيز بايد براي مبارزه با داعش بر اساس اصولي مسالمتآميز و راهبردي سياسي و نظامي جدي با سوريه همکاري کند، به خصوص پس از اينکه ناو هواپيمابر شارل دوگل خود را براي مشارکت در حملات ائتلاف به درياي مديترانه اعزام کرد و احتمالا پيشنويس قطعنامه ضد داعش فرانسه در شوراي امنيت هم نشانه آشکار آغاز تغيير واقعي اين کشور و مهمترين آن توقف حمايت مالي و لجستيک از تروريستهاست.
وي افزود: روند مبارزه با تروريسم در پي حملات پاريس از بعد فراگيرتر و عميقتري برخوردار خواهد شد، فرانسه در حوادث تروريستي اين کشور سوريه يا ايران را متهم نکرد کاري که برخي کشورهاي عربي و در راس آن عربستان و قطر کردند بلکه انگشتان اتهام را به سوي داعش نشانه گرفت.صافيه گفت: مساله قابل توجه اظهارات وزير خارجه سوئد پس از حملات پاريس بود که انگشت اتهام را به سوي اسرائيل نشانه گرفت و در هر حال ما کاملا معتقديم که طي روزهاي آتي شاهد جديت بيشتر جامعه جهاني براي يکسره کردن نبرد با داعش در سوريه خواهيم بود قبل از اينکه روند حل سياسي يا مرحله انتقالي آغاز شوند.
وي افزود: در همين راستا اتاق عملياتي در اردن براي سرکوب تروريستهاي درعا از سوي روسيه تشکيل خواهد شد و از عبدالله دوم شاه اردن هم براي سفر به روسيه طي هفته جاري دعوت شده است.صافيه گفت:بي ترديد حملات روسيه مواضع راهبردي و حساس داعش را در سوريه هدف گرفته و اين گروهک تروريستي را متحمل خسارات سنگيني کرد که در نتيجه عناصر اين گروهک از خاک سوريه و عراق به ليبي گريختهاند به خصوص که وزير خارجه ليبي هم به اين قضيه اعتراف کرد به گونهاي که شمار تروريستهاي گريخته از سوريه به 5000 تن رسيده است.
از طرفي،دبيرکل اتحاديه بينالمللي سنديکاهاي کارگران عرب تاکيد کرد: ائتلاف روسيه و ايران در مبارزه با تروريسم موجب تغيير راهبرد و سياست غربيها در مقابله با داعش شده است.«رجب معتوق» دبيرکل اتحاديه بينالمللي سنديکاهاي کارگران عرب در خصوص اظهارات وزير خارجه ليبي مبني بر سرازير شدن تروريستهاي سوريه به ليبي اظهار داشت: اظهارات وزير خارجه ليبي بي دليل بيان نشده و اولين بار هم نيست که مقامات ليبي اعلام کردهاند شمار زيادي از تروريستهاي عرب و غير عرب از جمله چچنيها و ديگر اتباع خارجي از سوريه و عراق بازگشتهاند.وي افزود: شواهد زيادي حاکي است که تروريستها با قايقهايي از بنادر ترکيه خود را به بنادر ليبي و به خصوص منطقه الوسطي ليبي همچون بندر مصراته و سرت ميرسانند که کاملا مثل منطقه الرقه سوريه يک منطقه داعشينشين در شمال آفريقاست.
معتوق گفت: تا زماني که بحران سوريه خاتمه نيافته، تروريسم سرکوب نشده و حيات سياسي در اين کشور جان دوباره نگرفته است، ورود به جنگ در ليبي براي مبارزه با تروريسم غيرممکن است.اين مسئول اتحاديههاي کارگري عرب با تاکيد بر اينکه جامعه بينالمللي هرگز جبهه جديدي با داعش در ليبي باز نخواهد کرد، گفت: گسترش داعش در ليبي بسيار زياد شده و بسياري از شهرهاي ليبي چه در شرق اين کشور و چه در مرکز و غرب آن در دست داعش است.
وي افزود: همانگونه که ميدانيم ليبي کشور پهناوري است که با هرج و مرج امنيتي و فقدان حکومت مرکزي روبروست که بتواند با تروريسم روبرو شود و از ارتشي قدرتمند براي مقاومت برخوردار نيست.معتوق قضيه ليبي را کاملا از سوريه جدا دانست و گفت: غربيها هم رسيدگي به پرونده ليبي را تا مشخص شدن وضع سوريه به تاخير انداختهاند اگرچه «کوپلر» فرستاده جديد سازمان ملل در ليبي است که براي کمک به بهبود اوضاع در ليبي تلاش ميکند.اين مسئول سوري گفت: در واقع امر، اميدي به دستيابي ليبي به ثبات در آينده نزديک و تشکيل دولت وحدت ملي که قادر به تعامل با جامعه بينالمللي در مبارزه با تروريسم باشد، وجود ندارد.
معتوق ادامه داد: تروريسم در ليبي رو به رشد است، جهان، آمريکا، جامعه بينالمللي و سازمان ملل همگي ميدانند که ليبي پناهگاه امن بزرگي براي تروريسم در شمال آفريقا شده و اگر غربيها مقاصد جدي براي مبارزه با تروريسم داشتند بايد از مدتها قبل و نه اکنون به فکر ميافتادند.وي تصريح کرد: بنابراين به نظر من غرب الان براي مبارزه با تروريسم در ليبي عجلهاي ندارد چرا که هسته بزرگتر تروريستها در سوريه است و غرب درصدد است با تغيير راهبرد و سياستهاي خود در مبارزه با تروريسم به ائتلاف روسيه و ايران در اين امر ملحق شود.
اين مقام مسئول سوري درباره ملحق نشدن ارتشهاي عربي به ائتلاف جديد مبارزه با تروريسم که روسيه فرماندهي آن را برعهده دارد، گفت: نبايد خودمان را در اين قضيه خسته کنيم ارتشهاي عربي ثابت کردهاند که ابزار کارآمدي براي دفاع از سرزمين خود هستند، در حالي که ما زماني گمان ميکرديم که آنها خود را براي آزادي فلسطين آماده ميکنند، اما ميبينيم که امروز آنها جاي نيروهاي امنيتي کشورشان هستند که مسئوليت حفظ امنيت در داخل هر کشوري را برعهده دارد.معتوق تاکيد کرد: در حالي که ارتش سوريه قريب به پنج سال با قدرت تمام در جنگي تمام عيار با تروريستها به سر ميبرد، ارتش عراق بر اساس تصميم آشکار آمريکا از زمان تجاوز اين کشور به عراق و سقوط بغداد تجزيه شده است.
وي افزود: اما ارتش الجزاير هم در دهه نود که دهه سياه خوانده شده بود، تجربه مشابه سوريه در مبارزه با تروريسم را داشته و توانست امنيت و ثبات را به اين کشور بازگرداند.مسئول اتحاديه کارگري عرب گفت: ارتش مصر نيز همه تلاش خود را براي مقابله با گروه هاي تروريستي در صحراي سينا و ديگر مناطق اين کشور به کار بسته است.وي افزود: در هر حال نبرد با تروريسم تنها کار کشورهاي منطقه نيست بلکه يک نبرد بين المللي است و همکاري جامعه بينالمللي را ميطلبد.
رياض بهدنبال انتقام از مسکو
از آنجا که عربستان از تروريستهاي سوري تحت عنوان مخالفان مسلح حمايت ميکند و روسيه مواضع همين گروهها را زير آتش گرفته است روشن است که سوريه به ميدان نبرد تقريباً علني اين دو کشور تبديل شده است.حمايت عربستان از تروريستهاي مسلح در سوريه تحت عنوان مخالفان مسلح از يک سو و حمله جنگندههاي روس به مواضع همين گروهها رياض و مسکو را رودرروي هم قرار داده است.
در همين ارتباط «عادل الجبير» وزير خارجه عربستان بارها اعلام کرد که عربستان تا براندازي دولت بشار اسد حمايت از مخالفان مسلح سوري را ادامه خواهد داد و اين چيزي است که روسيه با آن مخالفت کرده و ميکند.آخرين باري که الجبير اين موضع کشور خود را تکرار کرد در نشست وين در ارتباط با سوريه بود که چندي پيش با مشارکت 17 کشور برگزار شد .روشن است که منظور الجبير از مخالفان مسلح تمام گروههاي تروريستي از جمله جبهه النصره و داعش و نيز گروههاي ديگر موسوم به جيش الفتح و جيش الاسلام است که به جنگ ارتش سوريه رفتهاند.
حمايت عربستان از اين گروههاي مسلح تروريستي در حالي است که روسيه به مبارزه با آن برخاسته است و جنگندههاي روسي مستقر در پايگاه هوايي «حميميم» در شهر «جبله» مواضع اين گروهها را زير آتش گرفتهاند.بهعبارت ديگر روسيه در خاک سوريه به جنگ گروههايي رفته است که آشکارا از حمايت عربستان برخوردارند، از همين رو رياض حملات هوايي روسيه را محکوم کرده آن را تجاوز برشمرد زيرا از نظر عربستان اين گروهها مخالفان مسلح هستند که تلاش دارند نظام حاکم سوريه را سرنگون کنند و در واقع اين هدف اصلي عربستان است.اين در حالي است که نام اين گروهها در فهرست گروههاي تروريستي شوراي امنيت ذکر شده است .
از آنجا که عربستان از گروههاي تروريستي حمايت کرده و روسيه به جنگ آنان رفته است، طبيعي است که نوعي جنگ تقريباً روشن و آشکار بين اين دو شعلهور شده است آن هم در حالي که عربستان قادر است با استفاده از تفکرات وهابي وپولهاي نفت براي جنگي که خود وارد آن نميشود، از تمام کشورها نيرو بگيرد.روشن است که مصر در اين خصوص استثنا نيست زيرا در منطقه سينا که تروريستها آن را ولايت سينا مينامند، شاخهاي از گروه تروريستي داعش حضور دارد که با مشتي پول و نيز تفکرات وهابي ميتوان آنان را به خدمت گرفت و همين افراد و نيز عربستان بهدنبال اين هستند که از هر راهي از روسيه انتقام بگيرند بهويژه اينکه رياض بهميزان زيادي با استفاده از تروريستها در تلاش براي پيروزي بر ارتش سوريه بود اما دخالت جنگندههاي روسيه کفه نبردها را بهنفع ارتش سوريه بالا برد.
عربستان در برابر روسيه زمينگير شده است
بنابراين عربستان عملاً با حمايت از گروههاي تروريستي که آنان را مخالفان مسلح سوري مينامد، از در جنگ با روسيه در آمده است اما در برابر جنگندههاي روسي که پولهاي عربستان را بيحاصل گذاشته و موجب به هدر رفتن آن شد، کاري از دستش ساخته نيست، در نتيجه عربستان چارهاي جز انتقامجويي از روسيه ندارد بنابراين عمليات انفجار هواپيماي روسي بر فراز شرم الشيخ که موجب جان باختن 224 شهروند روسي شد به وقوع پيوست.در اين خصوص بايد به ياد آورد که اظهارات بلندپايهترين مسئولان روس کاملاً با اظهارات سعوديها در تضاد بود به اين معني که ديميتري پسکوف سخنگوي رئيس جمهوري روسيه در واکنش به کساني که از تغيير موضع روسيه در قبال بشار اسد سخن ميگفتند، تأکيد کرد که موضع کشورش در قبال سرنوشت اسد همچنان ثابت است و هيچکس حق ندارد به رئيس جمهوري سوريه ديکته کند که استعفا دهد يا خير، زيرا فقط ملت سوريه هستند که در مورد آينده اسد و رهبري کشورشان تصميم ميگيرند.
وي افزود: نکته قابل ملاحظه اينکه حملات ارتش سوريه ادامه دارد و نميتوان فقط با حملات هوايي با داعش مبارزه کرد بلکه عمليات زميني ضروري است و تنها قدرتي که اکنون عمليات زميني را در دست دارد ارتش سوريه است که در جريان حملات خود عليه تروريستها از پشتيباني نيروي هوايي روسيه برخوردار است

اگر تروريسم را به عنوان پديده يا پروژه در نظر بگيرم، در دو حالت علت و معلولهايي براي توليد، نشر و گسترش آن وجود دارد که براي نابودي آن بايد ريشههاي شکلگيري خشکانده شود.به گزارش فرهنگ نيوز، تروريسم که با تلاش عربستان و دوستان، بيشتر با نام اسلام گره خورده، عمري به اندازه بشر دارد. حذف رقيب با ايجاد ترس و رعب در جامعه، در محلههاي مافيايي ايتاليا، به صورت روزانه تکرار مي شد. در زمان انقلابهاي فرانسه و روسيه، گروهها مخفيانه و حتي به صورت آشکار، عمليات هاي ترور را ترتيب مي دادند. هيچ کشوري در جهان وجود ندارد که سابقه ترور يا آسيب پذيري از آن را تجربه نکرده باشد. بنابراين پديده تروريسم به عنوان شيوه اي پذيرفته شده از سوي گروه هاي سياسي تندرو، گروه هاي خلافکار و دولت هاي ترور، به کار گرفته ميشد و ميشود.
از يک دوره اي تروريسم از جغرافياي محلي و محدود به سمت جغرافياي جهاني، توسعه پيدا کرد و گروه هاي جهاني تروريستي تشکيل شدند. فعاليتها و اقدامات در سطح جهاني بدون پشتوانه و حمايت دولت يا ائتلافي از دولت ها يا دستگاه هاي اطلاعاتي نظامي و دولتي امکان پذير نبوده است. براي مثال کشورهايي که در تضاد منافع با يکديگر به سر مي برند، براي کم هزينه کردن دستيابي به اهداف خود در تقابل با يکديگر، از گروههاي تروريستي يا مزدوران تروريست، استفاده ميکنند. بهرهگيري از اين روش، مسئوليت هر اقدامي را تنها متوجه گروه تروريستي ميکند ولي در کل، هدف کشور حامي به دست آمده است.
رژيم صهيونيستي، يکي از رژيمهايي در جهان است که بارها از اين روش بهره برده است. همکاري موساد با گروه هاي تروريستي مخالف ايران مانند منافقين در ترور دانشمندان هسته اي تنها يک نمونه از جنايات اسرائيل در جهان است.بنابراين، آنچه امروزه به عنوان تروريسم در منطقه با آن روبه رو هستيم، از قديم الايام وجود داشته ولي تفاوت هايي در آن، اين گونه تروريسم را به نئو تروريسم ارتقاء داده است. هر چند تروريستهاي تکفيري خود را تروريست نميدانند و اقدامات خود را با نام "جهاد در راه خدا"، براي نابودي کفار و تشکيل حکومت اسلامي، انجام مي دهند. برخي از تفاوت هاي را مي توان بر اين اساس بيان کرد:
1- طالبان افغانستان و گروه هاي تروريستي نزديک يا وابسته به آن، مانند القاعده و شبکه حقاني، از پدرخوانده هاي اصلي گروه هاي تروريستي جديد در عراق و سوريه هستند. طالبان به خوبي توانست از اوضاع ناامن افغانستان بهره ببرد و با استفاده از تفرقه ميان قوميت ها و تاکيد بر اين تفرق، خود را به کابل برساند و 5 سال بر سه چهارم افغانستان حکومت کند. داعش و برخي از گروه هاي تروريستي فعال در سوريه و عراق نيز، تا حدودي از چنين موقعيتي برخوردار بودند، با اين تفاوت که ناامني در عراق و سوريه را از يک سطح قابل کنترل، به بالاترين سطح غيرقابل کنترل رساندند و محيط مناسب پرورش تروريسم را مهيا ساختند. در عراق و سوريه، کماکان دولت مرکزي وجود دارد و کشورهاي حامي آنها بر خلاف افغانستان، در اين دو کشور حضور دارند و مانع فروپاشي شده اند.
2- از زماني تروريسم به پديده جهاني پر خطر تبديل شد که چندين کشور به طور همزمان، ائتلافي را براي ايجاد و حمايت از گروههاي پرخطر تشکيل دادند. در آخرين نمونه در دهه 70 و 80 ميلادي، آمريکا، عربستان و پاکستان و حتي قطر و امارات، براي مقابله با شوروي در افغانستان، طالب ها را تقويت کردند و به عنوان وسيله اي عليه روسيه به کار بردند. اين رويه در سوريه نيز پيگيري شد. عربستان، ترکيه و قطر با چراغ سبز آمريکا، مخالفان مسلح بشار اسد را حمايت مالي و تسليحاتي کردند و به صورت بيسابقه اي، تروريسم در سوريه ريشه دواند. گروه داعش، بيشترين بهره ها را به طور مستقيم و غير مستقيم از ائتلاف برده است، به صورتي که به بزرگترين، مجهزترين و سازمان يافته ترين، گروه تروريستي در جهان بدل شده است.
3- سازماندهي گروه تروريستي داعش آن را به يک سازمان وحشت تبديل کرده است. در رده هاي اصلي اين گروه کساني فعاليت مي کنند که سابقه فعاليت در ارتش و دولت را دارند. بعثي هاي حکومت صدام حسين، از اصليترين کساني هستند که ساختار داعش را شکل دادهاند. آنها روش هاي ايجاد رعب و وحشت را از حکومت صدام به داعش منتقل کرده اند. همچنين آشنايي آنها به بازار سياه و قاچاق، مسير دستيابي داعش به منابع مالي و تسليحاتي را کوتاه کرده است. نفتي که داعش از چاههاي نفت در عراق و سوريه به سرقت مي برد، توسط شبکهاي پيچيده به دست مصرفکنندگان ميرسد. شبکهاي که در زمان تحريم نفتي عراق توسط بعثي ها به کار گرفته مي شد.
4- ابوبکر البغدادي، سرکرده گروه تروريستي داعش، در ميان تروريست هاي گروه به عنوان سرکردهاي کاريزماتيک پذيرفته شده است. وي از کليه مسلمانان جهان خواسته است به اين خلافت بپيوندند.
5- با پيشرفت فناوري هاي ارتباطاتي و شبکه هاي جهاني اجتماعي، داعش اين فناوري را حرام نکرد و به بهترين نحو از آن استفاده کرد. فرق اساسي داعش با ديگر تروريست ها در اين مورد نيز است. استفاده از اينترنت به نحو چشمگير و گستردهاي در داعش کاربرد دارد. توليد فيلم و گزارشهاي تصويري حرفهاي از جنايتها، خدمات شهري و فتوحات خود، به صورت لحظهاي انجام ميشود و در فضاي مجازي قرار مي گيرد. داعش از همان ابتدا به قدرت تبليغات پي برد و براي جذب و حفظ اعضاي خود به کار برد.
6- داعش و برخي از گروه هاي تروريستي مانند النصره را که زماني وابسته به داعش بود را مي توان به عنوان بين المللي ترين گروه هاي تروريستي نام برد. بر اساس آمار و ارزيابي ها از بيش از 80 کشور، مليت هاي مختلف در اين گروه ها حضور دارند. فرانسه، بريتانيا و بلژيک از جمله کشورهايي اروپايي هستند که شهروندان آن در داعش بيشترين آمار را به خود اختصاص داده اند. از بيشتر کشورهاي عرب منطقه مانند تونس و عربستان نيز هزاران نفر به داعش پيوسته اند.
7-يکي از مزيتهاي داعش نسبت به ديگر گروههاي قديمي تروريست آن است که بيشتر ردهها و سرکردگان آن، داراي تجربه اي از تروريسم هستند که حتي به افغانستان و فعاليت در اين کشور نيز بازمي گردد. آنها تجربه جنگ در افغانستان و تروريسم را دارا هستند. چنين تجربهاي به آنها کمک کرده تا از آسيب پذيريهاي گذشته بکاهند و نقاط قوت را تقويت کنند. در دو دهه تجربه ترور، روشهاي جديد ساخت بمب، بمب گذاري، عمليات و غيره را براي اين دسته به ارمغان آورده است.
8- پرورش نسل بعدي تروريست ها از جمله اهدافي است که داعش پيگيري مي کند. تعداد بسياري از کودکان و نوجوانان از خانوادههاي محلي يا مهاجر خارجي، در اردوگاهها و مدارس تعليمي داعش به صورت گسترده تحت آموزش هاي سخت و نظامي قرار مي گيرند. اقناع، القاء و به طور کلي شست شوي کامل مغزي به صورت مداوم براي آنها تجويز شده است. کساني که در اين آموزشگاهها فارغ التحصيل مي شوند در صف مبارزات تروريستي و خط مقدم قرار مي گيرند و حتي برخي از آنها دست به عمليات هاي انتحاري نيز مي زنند.
9-نئوتروريسم داعش، بر خلاف اسلاف خويش، داعيه حکومت اسلامي دارد. طالبان اگر در افغانستان و پاکستان به اقدامات محلي اکتفا کرد و القاعده فقط انجام عمليات هاي مخفيانه تروريستي را در سطح محدودي پيگيري کرد، داعش اهداف بسياري در سر دارد. اين گروه با انتشار نقشه اي، قلمرو خود را از آن سوي مديترانه يعني شمال آفريقا تا چين تعريف کرده است. شعبه هايي از اين گروه توسط اعضا يا بيعت گروه هاي تروريستي در برخي از کشورها مانند نيجريه، ليبي، صحراي سينا، يمن و افغانستان ايجاد شده است.
10- استفاده داعش از تکفيريسم به حدي شديد و افراطي است که صداي سرکرده القاعده يعني الظواهري را نيز درآورد و خود را از آنها مبرا دانست. تکفيريسم و سلفي گري که ريشه در وهابيت عربستان دارد، هيچ برداشتي از اسلام را به غير از آنچه خود به آن اعتقاد دارد، برنميتابد و سلاح قتل و کشتار را براي تکفير ديگران تجويز مي کند. کشتار اقليت ها و شيعيان را در سرزمين هاي تحت سيطره داعش را بايد به اين اعتقاد افراطي مرتبط دانست. داعش را مي توان شعبه عملياتي تکفيريسم مفتي هاي افراطي در عربستان و ديگر کشورهاي ميزبان اين مفتي ها دانست که از پشتيباني حکومتها نيز برخوردارند.
به اين ليست مي توان موارد ديگري را نيز اضافه کرد که به شناخت بيشتر داعش و نسل جديد تروريست ها مي تواند منجر شود. در حال حاضر جهان شاهد وجود گروه هاي تروريستي است که زماني اگر گمان مي کرد با نابودي يا تضعيف القاعده، تروريسم تضعيف مي شود، اين هدف با وجود تروريستهاي جديد به آرزو تبديل شده است. با مرگ بنلادن و تضعيف القاعده در افغانستان، گروههاي وحشتناکتري مانند داعش به وجود آمدند که سيطره فعاليت آنها و اقدامات تروريستي آنها کل جهان را پوشش داده است. به نظر ميرسد پديده جهاني شدن براي تروريسم نيز روي داده است.
اگر کشورهاي حامي تروريسم مانند عربستان، ترکيه و آمريکا زماني به اين نتيجه برسند که حمايت از داعش ديگر براي آنها کاربردي ندارد، شايد بتوان اميدوار به تضعيف اين گروه در کوتاه مدت بود. هر چند ائتلافي از کشورهايي مانند ايران، روسيه،عراق و سوريه، عليه تروريست داعش در حال نبرد هستند اما حمايت کشورهايي نابودي کامل آن ها را سخت کرده و مي کند. اين خطر نيز وجود دارد با توجه به پخش و گسترش شعبه هاي داعش در جهان، تضعيف آنها در سوريه و عراق، باعث سرازير شدن آنها به سمت مراکز جديد در آفريقا و آسياي ميانه شود. از دل القاعده گروههايي داعش و جبهه النصره شکل گرفت. در صورتيکه اين خطا در مورد داعش نيز شکل گيرد و از دل آن گروه هاي قويتري خارج شوند، جهان تا سالها بايد با خطر تروريسم روبه رو باشد،اما در صورتيکه کشورها و سازمانهاي جهاني به يک دستور کار واحد در مبارزه با تروريسم و کنار نهادن استفاده ابزاري از آن برسند، اين اميد وجود دارد که خطر و کابوس تروريسم که نمايندگي اصلي آن را داعش در اختيار دارد، رفع شود.
اين چنين راهکاري بايد به صورت راهبرد جهاني دنبال شود و ريشه هاي تفکر افراطي در ساير کشورها با جهاد فکري، خشکانده شود. برخي از کشورها مانند عربستان، با توجه به ساختار موجود و نفوذ وهابيت در آن، محل اصلي توليد افکار افراطي و تکفيري در جهان هستند. تضعيف و نابودي ريشههاي تروريسم بايد از درون چنين کشورهايي شروع شود و قدرت هاي جهاني نيز بايد به اين درک و مسئوليت برسند که تروريسم در مکاني محدود نخواهد ماند وهمچون ويروس همه گير است.
اين در حالي است که،از آغاز قرن 21 شمار قربانيان اقدامات تروريستي تقريبا 9 برابر شده واز 3329 تن در سال 2000 به 32658 تن در سال 2014 رسيده است.براساس شاخص تروريسم جهاني در سال 2015 که از سوي سازمان اقتصاد و صلح منتشر شد، کاتاليزور اين افزايش قرباني، تجاوز تحت رهبري آمريکا به عراق بوده است.شاخص تروريسم جهاني(GTI) در سال 2015 ميگويد، عراق اولين کشوري است که از تروريسم به صورت سالانه از سال 2004 بيشترين ضربه را خورده است.
اين در حالي است که از سال 1998 تا 2002 تنها 65 نفر بر اثر تروريسم در عراق کشته شدند. با آغاز جنگ عراق تنها شمار کشتهشدگان در سال اول پنج برابر بيشتر از سالهاي گذشته بود. ورود تروريسم به عراق را با اين حال ميتوان به دو دوره متمايز تقسيم کرد. دوره اول در سال 2007 و با ورود موج عظيم نيروهاي آمريکايي و گزارش 6100 کشته و افزايش 39 درصدي نسبت به سال قبلش معرفي ميشود. از تاثيرات غير مستقيم جنگ در عراق ميتوان به نوسان فعاليتهاي تروريستي در افغانستان و پاکستان اشاره کرد .دوره دوم فعاليتهاي تروريستي در عراق در سال 2013 آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. در اين دوره افزايش خشونتهاي قومي و فعاليتهاي داعش به مقوله تروريسم در عراق دامن زد.در سال 2014، GTI ميگويد، 9929 کشته بالاترين ميزان کشتار در يک کشور طي يک سال به عراق تعلق گرفت. رقمي که نشان ميداد کشتار در عراق در مقايسه با سال 2013، 55 درصد افزايش يافته است.
ميتوان اين چنين گفت که کشتارهاي عراق در سال 2014 سه برابر بيشتر از تعداد کل کشتارهاي جهان در سال 2000 بوده است.افغانستان، عراق و پاکستان هر سه در بين 10 کشور اول از نظر تعداد کشتهشدگان تروريستي در هر سال هستند. اين نشان ميدهد که تروريسم از سال 2003 تاکنون هنوز هم مسالهاي مهم در اين کشور است.استيو کيللا مدير اجرايي سابقGTI موسسه صلح و اقتصاد، از اين آمارها نتيجه ميگيرد: نشان ميدهد که بسياري از اين کشورها که اکثرا از تروريسم رنج ميبرند از دخالت نظامي خارجي نيز در امان نبودهاند. حتي اگر هدف از اين وروديهاي نظامي "مسئوليت براي حفاظت" بوده باشد براي جلوگيري از نتايج غير دلخواه بايد جانب احتياط را رعايت کرد. من از سياستگذاران ميخواهم تا از نتايج اين گزارش براي کمک به بازتعريف استراتژيهاي مقابله با تروريسم و کمک به تغيير تمرکزها به صلح استفاده کنند.در اين ميان سوريه نيز کشوري است که جنگ داخلي آن را در بر گرفته است و فعاليتهاي تروريستي در آن را تشديد ميکند. دو سال پيش از شروع جنگ داخلي سوريه در سال 2011 در سوريه حتي نشانهاي از يک حادثهاي تروريستي وجود نداشت. در سال اولي که جنگ داخلي در اين کشور آغاز شد 136 تن براثر تروريسم کشته شدند. شمار کشتهشدگان سوريه تقريبا سالانه 500 تن افزايش يافته و از آغاز جنگ تا سال 2014 به 1698 تن رسيده است. تروريسم در سوريه اکثرا بمباران غيرنظاميان از سوي داعش و جبهه النصره در نظر گرفته ميشود. تخمين زده ميشود که طي جنگ داخلي سوريه بيش از 200 هزار تن کشته شده باشند.
به هر حال تروريسم از سوي برخي گروههاي شورشي براي دستيابي به اهداف سياسي، اقتصادي، مذهبي يا اجتماعي به عنوان يک تاکتيک استفاده شده است.آمارها درباره ليبي نيز تکان دهنده است. شمار قربانيان تروريستي در ليبي طي سال 2014 در مقايسه با سالهاي پيش از آن 255 درصد افزايش داشته است. تروريسم در ليبي ارتباط نزديکي با بحران ليبي دارد که در سال 2011 و پس از بهار عربي و درگيري مسلحانه براي سرنگوني معمر قذافي رهبر اين کشور آغاز شد. تا سال 2012 و کشتار 51 تن در حملات جداگانه هيچ کشتار تروريستي در ليبي گزارش نشده بود. در سال 2013 اين رقم چهار برابر شد و به 121 تن رسيد.از نظرجهاني، از سال 2013 تا 2014 تعداد قربانيان تروريسم به 14574 تن رسيده است؛ رقمي که افزايش 80 درصدي را نشان ميدهد .
تعريف تروريسم، تعريفي صريح و روشن نيست. هيچ تعريف يگانهاي در جهان وجود ندارد که بتواند اقدام تروريستي را توصيف کند. شاخصGTI نيز گفته ميشود براساس تاثيرات مستقيم و غير مستقيم تروريسم در 162 کشور و ويژگيهاي آن در تاثيرگذاري بر کشته شدگان، زخميها، خسارات مالي و مشکلات رواني پس از آن تعيين شده است. از اين روGTI تروريسم را اين چنين تعريف ميکند: استفاده تهديدآميز يا واقعي از نيروهاي غير قانوني خشونت از سوي عاملي غير دولتي براي دستيابي به اهداف سياسي، اقتصادي، مذهبي يا اجتماعي از طريق ارعاب، تهديد و اجبار. اين تعريف نشان ميدهد که تروريسم تنها يک اقدام فيزيکي در انجام يک حمله نيست بلکه تاثيرات رواني را که چنين حملهاي براي سالها بر جامعهاي خواهد گذاشت، در بر ميگيرد.
تاثير ديگري که اين حملات بر کشورهايي گذاشتهاند که حتي به صورت مستقيم درگير نزاعهاي داخلي نيستند افزايش "گردشگري ترور" بوده است. موج گسترده سفر مهاجمان خارجي به عراق و سوريه در سال 2014 و 2015 ادامه يافت. بين 25 هزار تا 30 هزار مهاجم خارجي از سال 2011 به عراق و سوريه رفتهاند، هفت هزار تن از آنها تنها طي شش ماه اول سال 2015 وارد اين کشورها شدهاند، به غير از ترکيه 21 درصد تمام اين مهاجمان خارجي اروپايي بودهاند.بيشترين تعداد اين مهاجمان خارجي فرانسوي، آلمان، انگليسي و بلژيکي هستند با وجود اينکه گزارش مذکور کاملا سال 2015 را در بر نميگيرد. اما نتايج آن درباره منشأ افراط گرايان غربي با مجموعه حملات اخير پاريس که افراط گرايان داخلي عامل آن بودهاند تاييد شده است.بنابراين چه چيزي غربيها را به آغوش داعش و گروههاي مشابه ميکشاند؟ گزارشGTI نشان ميدهد که در کشورهاي عضو سازمان همکاري اقتصادي و توسعه(OECD) عوامل اجتماعي اقتصادي ارتباطي زير تاثيرگذاري با شاخص تروريسم دارند:
برداشت منفي از مهاجرت،کارآمدي پايين دولت،نظامي شدن ،دسترسي به سلاحهاي کوچک،اعتماد کم به رسانهها،بيکاري جوانان،اطلاعات بالا از جنايتها،گسترش شهرنشيني،اختلاف درآمدي بالا،کاهش اعتماد به دموکراسي،همبستگي پايين اجتماعي،افزايش جرايم مرتبط با مواد مخدر،اين عوامل نشان ميدهند که محروميتهاي اجتماعي علتي کليدي در فعاليتهاي تروريستي هستند. اين بيانگر اين است که بيش از 70 درصد کشتارهاي تروريستي در کشورهايOECD بين سالهاي 2006 تا 2014 توسط تروريستهاي منفرد و بدون دستورات مستقيم يا حمايتهاي يک گروه تروريستي سازمان يافته انجام شده است. با اين حال به نظر ميرسد با توجه به حملات اخير پاريس، گزارش اين موسسه در پايان 2015 رويکردي متفاوت نسبت به اين مسائل ارائه دهد.
دمشق امن تر از پاريس
يوگني گانييف تاجري از شهر يکاترينبورگ روسيه واقع در اورال اولين داوطلبي است که به سوريه پرواز کرد تا با پول خود شکم کودکان گرسنه سوري را سير کند. چه چيز باعث شد تا کارفرماي اورالي دست به چنين کاري بزند؟ آيا دمشق شهر امني است؟ زندگي آوارگان سوري چگونه است؟يوگني گانييف کارفرماي يکاترينبورگ داوطلب روس وارد سوريه شد. توشه او تجربه کار در شرايط فوق العاده و در نقاط مختلف جهان از اورال تا فيليپين و کار در نقاط جنگي طي سالهاي 2015-2014 در شهرهاي دونباس که مورد آتشباري شديدي قرار داشت و بيش از 400 نفر از نقاط درگيري فرار کرده بودند، بود هم اکنون او در داغ ترين نقطه جهان سوريه قرار دارد.يوگني اوايل پاييز به محض آنکه هواپيماهاي روسيه در « لاذقيه» فرود آمدند و معلوم شد که روسيه در اين جنگ شرکت خواهد کرد، به فکر رفتن به سوريه افتاد. اما مسائلي در رابطه با دريافت اجازه سفر به سوريه بروز کرد. پس از رفتن به مسکو و تهيه مدارک ضروري براي سفر به سوريه، داوطلب روس چند هفته مدام براي دريافت اجازه به سفارت سوريه زنگ زد.
يوگني در اينباره گفت: « من با تمامي کارمندان سفارت سوريه آشنا شدم. آنها نميخواستند به من ويزا بدهند. سوريها درک نميکردند چرا مي خواهم به کشور آنها سفر کنم و اينکه شهروند روسيه مي خواهد به ساکنان سوريه کمک کند اصلا به عقلشان جور در نمي آمد. گانييف از لبنان وارد سوريه شد. او فقط يک روز در لبنان بود. به دره بقا رفت که اردوگاه پناهجويان سوري در آنجا قرار دارداو گفت: در آنجا هيچي نيست، حتي ظرف. يک بشقاب براي 15 نفر. نمي فهمم چطور زندگي ميکنند. همه بيمار هستند و گرسنه!
تأسفآور ترين چيز اين است که هر چه غذا به آنجا مي رسد بهسرعت تمام مي شود. ما دو بار مواد غذايي به آنجا رسانديم. ديدن کساني که بدون غذا مانده بودند، واقعا دردناک بود.
يوگني گانييف به چند شهر کوچک سوريه از جمله به « الکوثر» در حومه حمص سفر کرد. آنجا شهري کاملا ويران است. پناهجويان و بچهها در آنجا زيادند. غذا و وسايل ضروري را به آنها مي دهيم و به جاي ديگري مي رويم. اردوگاه پناهجويان در آنجا وجود ندارد، خانههاي متروک و نيمه ويراني هستند که مردم در آنجا زندگي ميکنند. ميخواهم سيمان مخلوط کن و دستگاه جوشکاري برايشان بخرم.اکنون در دمشق امن تر از پاريس است.در پايتخت سوريه آرامش حکمفرماست. مردم زندگي راحت و حتي شادي دارند. برخورد ساکنان دمشق نسبت به روسها مثبت است. روسها را خيلي دوست دارند و بقول معروف قدمشان روي چشم سوريهاست! در آنجا پاسپورت روسيه چراغ سبز به همه جاست. سوار تاکسي شدم و راننده فهميد که من از روسيه هستم. وقتي به مقصد رسيديم، از من پول نگرفت و گفت همين جا منتظرت مي مانم تا هر جاي ديگري که بخواهي برسانمت.
ولاديمير پوتين دوست بشار اسد و ملت سوريه است و سوري ها دوست ملت روسيه هستند.به سختي مي توان راننده سوري را مجبور به دريافت کرايه کرد.البته داوطلب روس قصد ندارد در دمشق مدت زيادي بماند. داوطلبان، کاري در دمشق ندارند، کسي در آنجا نياز به کمک خاصي ندارد. بايد به جايي بروم که آسيب ديدگان از جنگ زندگي مي کنند. بايد 3-2 جا پيدا کنم که وضعيت آنجا از نظر مواد غذايي وخيم است. جايي که مردم نياز شديد به کمک دارند و داوطلبان روسيه مي توانند به آنجا بروند.
کارشناس علوم سیاسی