تو...باش
من که ام راه
قدم باش
من سکوتی سرد و تلخم
سخن باش
میان سردی این روح خسته
نفس باش
من خونین جگر آشفته حالم
پیش من باش
تو چون رویای شیرین حضوری
فقط باش
عزیزم بین نامردان عالم
به دور از دام و بیرون از قفس باش
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط توحید شاد قوشچی
|
کارشناس علوم سیاسی