کرونا و امر ازدواج

بسم الله الرحمن الرحیم

قدم خیری را که کرونا برای جوانهای دم بخت برداشت را خود والدین آن جوانان حاظر نبودند بردارند.

کرونا با کاهش تجملات و تعطیل کردن عرف های غلط و به درد نخور باعث تسهیل امر ازدواج شد و آمار ازدواج را بالا برد نشان داد که مقوله ازدواج در ایران نه یک معضل اقتصادی که با یک معضل فرهنگی بسیار جدی روبروست که این سنت شریف را تبدیل به معضلی اقتصادی میکند. تاکید میکنم: (معضلی فرهنگی است که ازدواج را تبدیل به یک معضل اقتصادی میکند.)

با خانواده هایی طرف هستیم که آزار جسمی و روحی فرزانشان را به کوتاه آمدن از تجملات احمقانه ترجیح میدهند و حرف مردم برایشان از خوشبختی و آرامش فرزانشان بیشتر اهمیت دارد.

با خانواده هایی طرف هستیم که میترسند اکر خرج عروسی پسرشان یا جهیزیه دخترشان کمرشکن نباشد، و کمر هر دو خانواده و خانواده جدید الاحداث را زیر دین و وام خم نکند، مورد شماتت اطرافیان قرار بگیرند.

این جهش آمار در ازدواج تنها با حذف مهمانی شام و هزینه تالار ایجاد شد... حال فکر کنید با کنار گذاشتن مهریه های نامعقول و مطالبه چندین سرویس طلا و انتظار جهیزیه خارجی با کوهی از وسایل برقی بدرد نخور که در ده سال یک بار هم مورد استفاده قرار نخواهد گرفت، با کنار گذاشتن توقع خانه و ماشین شخصی در ابتدای زندگی، تا چه حد به آمار ازدواج افزوده و چقدر از آمار طلاق کاسته خواهد شد.

فقط مقایسه کنید.

متاسفانه رسانه های خارجی با تعمد و رسانه های داخلی با تقلید، این انتظارات کذایی را در مخاطبان ایجاد میکنند و دانسته یا نادانسته در راستای تاکتیک بورلی هیلز نتانیاهو به ایفای نقش میپردازند.

این را یقین بدانید داشتن مبل ۲۰۰ میلیون تومانی و یخچال ۶۰۰ میلیون تومانی باعث شیرین شدن زندگی نمیشود و داشتن مهریه سنگین هم از طلاق جلوگیری نمیکند. بلکه صرفا ازواج و خوشبختی زوجین را به تاخیر انداخته و یا موجب حبس شوهر یا بدتر، عامل ایجاد طلاق عاطفی میشود.

و پیش از همه این انتظارات حماقت بار باعث شکنجه جوانان از لحاظ روحی و عاطفی و جنسی و عصبی شده و این تاخیر در ازدواج عامل شکل گیری عادات پلیدی میشود که تحقیقا بعد از ازدواج هم اثرات مخربی بر زوجین خواهد داشت.

###

سعی کردم با ساده ترین شیوه ممکن منظور را بیان کنم، امید که مورد پسند و عامل تفکر قرار گیرد.

والسلام علیکم

دلیل انسداد اعتراضات مردمی آمریکا طی دهه اخیر

بسم الله الرحمن الرحیم

نزدیک به یک دهه است که ایالات متحده آمریکا صحنه اعتراضات مردمی پرشوری بوده که آغاز آن با جنبش علیه امپریالیسم درحال پمپاژ از وال استریت تحت عنوان جنبش ۹۹ درصد بود و بعد ها با جنبش های ضد نژاد پرستی، کمّاً و کیفاً گسترش یافت.

اما تحلیلگران از عدم توفیق این جنبش های عظیم در عجب بودند. چرا که اگر انهدام سیستم فدرال هم برای این جنبش ها متصور نبود، حداقل پتانسیل استقلال بسیار بالایی برای استقلال ایالت های میسوری، اورگان و کالیفرنیا وجود داشت. لیکن این اتفاق نیفتاد و شورش ها کمرنگ و کمرنگتر و در نهایت تبدیل به آتش زیر خاکستر شد.

تحلیلگران نزدیک به واشنگتون این عامل را کارآمدی سیستم تلقی کردند و تحلیلگران نزدیک به جنبش آن را سرکوب توسط ترتش و گارد ملی. حال آنکه نه ارتش آمریکا که برای جنگ های کلاسیک و کانفلکت های وسیع طراحی شده توانایی اعمال تاثیر در مبارزات خیابانی را داشت و نه گارد ملی پاترولایز شده آنان توان درگیری خیابانی را.

اینجاست که دو مقوله ایدئولوژی و قدرت القاء رسانه ای مطرح میگردد.

بعد از حمله ایالات متحده به عراق، فوکویاما با مطرح کردن ساب پارادایم برخورد تمدن ها و اتمام جهان با حاکم شدن ایدئولوژی لیبرال دموکراسی بر کشور های مخالف و تفوق فکری این مکتب بر سایر مکاتب، و حمایت شدید غول های رسانه ای و برادکستینگ از این نظریه و همچنین اجتماع این عامل با سواد و اطلاعات عمومی رقت انگیز قشر عوام مردم ایالات متحده باعث شده تا این معترضان ضمن شورش و در مواردی بدست گرفتن کنترل برخی شهر های کلیدی و مقر های حاکمیتی، صرفا به دلیل نداشتن الگوی جایگزین برای مکتب فاسد و حاکم موجود، در عمل، اقدام به کوبیدن آب در هاون بکنند.

در همان زمان عده ای از استعاره خاموش کردن آتش با آتش، استفاده کردند؛ و مقصودشان ساقط کردن حکومت لیبرال فاسد با حکومت لیبرال سالم یا همان لیبرالیسم آغشته به فاکتور های سوسیالیسم بود.

اما لیبرالیسم آتش نیست که با آتش خاموش شود، بلکه آب راکدیست که آب راکد پاکیزه را نیز در مدت زمانی کم به گنداب تبدیل میکند.

ظهور مهدی معود، عجل الله تعالی فرج الشریف، ثابت خواهد کرد که هیچ یک از مکاتب مادی گندیده، راه به جایی ندارند و این مکتب ناب محمدی،صل الله علیه و آله، مزین به آموزه های علوی،علیه السلام و لعن الله علی اعدائهم اجمعین، است که مسیر رهایی و رستگاری بشر در این جهان آشفته را در بر دارد.

همانگونه که تنها نسیم این مکتب، دامان ایران عزیز را از نجاست سلطنت دوهزار و پانصد ساله پاک کرد.

والسلام علی من اتبع الهدی

عنابستانی، محکی برای تشخیص سره از نا سره

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی بود که روی موضوعات مختلفی فکر میکردم تا بنویسم و چگونه بنویسم که قلمم از صراط منطق به وادی احساسات نلغزد و ملاک از حق به خلق تغییر نکند و معاذ الله سخن را نه برای رضای خدا که برای خوشایند خلق خدا نگفته باشم. 

اما زمان چرخید و نماینده ای(((که تا پیش از این واقعه نه نامش را میدانستم و نه از جناح سیاسی وی اطلاع داشتم و اکنون هم برایم کمترین اهمیتی ندارد و اگر این اتفاق برای محمود صادقی هم می افتاد باز همین نظر را داشتم))) در مجلس شورای اسلامی این مرز و بوم که بعد از آن مجلس کذایی نام (مجلس انقلابی) بر پیشانی اش خورده، سیلی بر گوش یک سرباز وظیفه راهور نواخت و رسانه های افرادی معلوم و معلوم الحال که دلهایشان تنها با عقده و کینه نسبت به انقلاب و انقلابی می تپد، صفحات مجازی و روزنامه هایی را که با یارانه بیت المال همین انقلاب تامین کاغذ میشود را برای استفاده حداکثری از این واقعه بسیج کردند.

در این میان جریان جوانان انقلابی که در سینه های پرشورشان دلهایی به پاکی آسمان، اما بی تجربه در وادی سیاست دارند، طبق معمول نه در مسیر اصلی مطالبه حق، که در طرف مقابل زمین بازی اصلاح طلبان که مجلس را از دست داده اند و هنوز از زخم آن شفا نیافته اند، قرار گرفتند و در مقابل تز ایشان آنتی تز (مسئولین منصوب به جناح شما بیشتر از مسئولین منصوب به جناح ما مردم را زده اند) راه انداختند و عده ای دیگر از همین جوانان انقلابی که متاسفانه دیدگاه جناحی شدیدی دارند و بجای سیاسی بودن سیاست زده اند، برای نشان دادن تفاوت خودشان با اصلاح طلبان، شروع به صدور حکم علیه عنابستانی کردند و فقط حکم سنگسار و اعدام در میان احکام پیشنهادی ایشان مشاهده نمیشود.

اما هیچکس به این نکته توجه نکرد مه ریاست محترم مجلس شخصا برای احقاق حق مظلوم و تنبیه خاطی وارد شدند.

هیچکس به اقدام مناسب ناجا برای حمایت و صیانت از کرامت ماموران زحمتکشش که همواره مورد اهانت و تحقیر قرار میگیرند، توجه نکرد.

هرکسی با کیل سیاسی خودش اندازه گرفت و به حریف تاخت و در این میان هیچ نظری مبتنی بر منطق و تقوا مطرح نشد الا انگشت شماری.

آری این فرد خاطی است. اما مگر نه اینکه همه ما در زندگی روزمره خود به وفور از این خطایا داریم؟ آیا تقوا اجازه میدهد در حالی که خودمان میل به نادیده گرفته شدن اشتباه خود داریم، اشتباه دیگری را تا حدی مورد اغراق قرار دهیم که معاذالله آبرویش مورد تهدید قرار گیرد؟

همانطور در صفحه اجتماعی خود نیز نوشتم:

آیا این فرد مرتکب اشتباه شده؟

بله.

آیا باید مورد تادیب و تنبیه قرار بگیرد؟

بله.

آیا باید بخاطر این اشتباه وی را مورد توهین و شماتت قرار داد؟

خیر.

کاش برای یک بار هم که شده کلمه تقوا نه کلمه ای در جزوات احکام و اصول مان، که عملی باشد در زندگی مان.

والسلام علی من اتبع الهدی