بسم الله الرحمن الرحیم
امنیت، قدرت و نگاه چند وجهی به وقایع دی ماه ۱۴۰۴
ایجاد اغتشاش در ایران تقریبا تبدیل به روتین دشمنان ایران بعد از سال ۱۳۸۸ شده و در هر مرحله با درس گرفتن از اشتباهات گذشته، اغتشاشات به شورش های سازمان یافته و جنگ چریکی شهری علیه مردم تطور یافته و علی رغم اینکه در هر دوره اغتشاشات شرکت کنندگان در اغتشاشات کمتر میشوند ولی میزان خشونت و توحش و فعالیت های شبه نظامی آموزش دیدگان لیدر ها افزایش می یابد
در سال ۱۳۸۸ کاندیدا های شکست خورده انتخابات که نمیخواستند با واقعیت عدم پذیرش خود در میان مردم روبرو شوند، نظام و دموکراسی را زیر سوال بردند و طرفداران خود را با بهانه تقلب به خیابان ریختند. تروریست ها از یک طرف و دشمنان نظام هم از طرف دیگر با دیدن آب گل آلود هوس ماهی گیری به سرشان زد و با پنهان شدن پشت اعتراض مردمی که توسط کاندیدای مورد نظرشان فریب خورده بودند، پنهان کردند و اعتراض به یک فعل نظام را با به آشوب کشیدن تبدیل به شورشی علیه نظام تبدیل کردند. مردم که وضع را چنین دیدند عقب نشستند و صحنه خیابان ماند و قانون شکنان مسموم شده با توحش.
در سال ۱۳۹۶ دولت روحانی که وظیفه داشت ماموریت خلف خود، مسعود کشمیری و دیگر همدستانش را در نفوذ به نظام و زده کردن مردم از نظام به انجام برساند، با طراحی آشنا و تاجزاده، در پایان کار مجلس و بسته شدن بودجه سال ۱۳۹۷ مردم را به خیابان ها ریختند و باز هم مردم عادی که تحت تاثیر رسانه های داخلی اصلاح طلب و رسانه های معاند خارجی قرار گرفته بودند، با مشاهده سواستفاده دشمنان از اعتراضات بحق ولی ساده دلانه شان جدا شدند و باز هم بازوی دشمن ماند و نیروی انتظامی و بسیج دلاور. دولت روحانی هم سرخورده از این شکست در سال ۱۳۹۸ اینبار با موضوع قیمت بنزین که معیشت بخش عظیمی از جامعه را تحت تاثیر قرار میداد، بار دیگر سعی کرد به اربابانش خدمت کرده به ایشان فرصتی بدهد که در ۹۶ از دست داده بودند.
در سال ۱۴۰۱ اتاق فکر دشمن با بهره برداری از یک اتفاق و در مقابل رخوت رسانه های داخلی، اینبار نشان داد که از ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ درس گرفته و با هماهنگی و ارتباطات ارگانیک با لیدر ها و نفوذی های داخلی، نه شورش که رویای یک جنگ داخلی را در مخیله پروراند. و باز هم فراجا و سپاه و صد البته بسیج که عصاره ملت است، شر این اوباش را از سر ملت باز کردند. بعد از وقایع ۱۴۰۱ نیز تلاش های بسیاری برای احیای پروژه ای که تا این حد روی آن سرمایه گذاری کرده بودند و دل بسته بودند (و اطلاع واثق دارم از کسانی که بعد از جان دادن آشوب ها افسردگی سیاسی گرفتند) انجام دادند ولی چون دیگر روحانی و دار و دسته اش دیگر در دستگاه اجرایی نبودند، موفق نشدند.
بعد از شهادت شهید رییسی و گرفتاری ۹۰ میلیون نفر در آتش جهل ۱۷ میلیون نفر، پزشکیان تازه نفس آمد تا کاری که روحانی در ۸ سال موفق به انجامش نشده بود را در یک سال عملی کند. پیروی پزشکیان از دکترین مذاکره به هر قیمتی و مذاکره برای مذاکره، جو کشور را برای اقدامات آتی مهیا میکرد، از طرفی هم سعی داشت با مظلوم نمایی ترمز نیرو های مسلح قهرمان جمهوری اسلامی ایران را بکشد ، هنگاهی که وضعیت را مناسب دید، با اقدامی انتحاری بمبی از تورم و گرانی و نا امنی اقتصادی را در میان ملت منفجر کرد. البته که این ملت بعد از بهایی که برای این کشور و این انقلاب داده بودند، انتظار داشتند که پزشکیان قومیت زده که زیر کاپشن احمدی نژادی اش \یراهنی از جنس نهج البلاغه پوشیده بود، حداقل تلاشی برای بهبود اوضاع بکند. اما پزشکیان که سخت متعهد به تعهدادتش به مراجعی نا معلوم برای جان به سر کردن مردم بود، عملا جامعه را به سمت نا آرامی هایی سوق داد که از روز اول هر فرد حتی غیر نظامی و غیر اطلاعاتی میتوانست تحلیل کند که خیلی زود قرار است به جنگی خونباز تبدیل شود.
جنگی خونبار از ته مانده های گروه های خودفروخته عوامل موساد که طی جنگ ۱۲ روزه کشف نشده بودند و کنار ته مانده های دهه هشتادی هایی که رفاه و تجمل را نه نتیجه کار و زحمت که حق حود و تکایف دولت میدادند، از سال ۱۴۰۱ و عده معدودی از معترضان به وضع معیشت که با دیدن دست خودنین دشمن عقب نکشیده بودند.
جنگی که باز هم باعث شد ملت شریفی که به حق میخواست صدای اعتراض خود را به گوش مسئول تمام این نابسامانی های اقتصادی برسان، با دیدن تیم های جنگ شهری موساد در خیابان های شهرش، عقب نشسته لب از اعتراض بر حق خود فرو ببندد.
این تروریست های پنهان شده میان ملت، بیش از اینکه به اربابان خونریزشان خدمت کنند در حقیقت به پزشکیان و دولت فشلش خدمت کردند. چون بعد از شروع ترور های این تروریست های خود فروخته، صدای اعتراض به همنوایی با این وحوش تبدیل میشد.
در طرف دیگر ماجرا شورای عالی امنیت ملی به ریاست جناب پرزیدنت قرار دارد که ظاهرا قصد ندارد مانند دشمنانی که از اغتشاشات اخیر درس گرفته اند، از اغتشاشات درس بگیرند و در هر دوره از اول خط و ب بسم الله قصددارند آزمون و خطا کنند تا به جواب برسند
البته از این نظر صرفا دولت پزشکیان مقصر نیست و دولت های احمدی نژاد و روحانی هم همین آزمون و خطای تلخ را تجربه کرده اند..
دستور به پلیس و یگان های ویژه و بسیج و سپاه پاسداران در کف صحنه عمل مبنی بر مماشات با گمراهان و حداقل برخورد قهر آمریز با آشوبگران و بدون مهمات فرستادن ایشان میان این وحوش، جای بسی گله و شکایت و توبیخ دارد(هرچند یک توجیه امنیتی برای این امر در سال ۱۳۸۸ وجود داشت مبنی بر اینکه از خلع سلاح توسط اغتشاشگران و استفاده از آن علیه مردم و مامورین جلوگیری شود. اما اکنون که لیدر های اغتشاشات عملا با سلاح و مهمات جنگی تجهیز شده اند ادامه این روند صرفا فرستادن مامورین به مسلخ و ناتوانی ایشان در حفظ جان شهروندان و حتی اغتشاشگرانی که صرفا از سر احساسات در محل حضور یافته اند و برای کشته سازی توسط لیدر ها کشته میشوند، در پی دارد). دستگاه های اطلاعاتی که در پشت پرده وظیفه خطیر خود را که در نوشته ای دیگر بدان خواهم پرداخت، انجام میدهند و هر بار با تجربیات قبلی مسلط تر روی کار سوار میشوند ولی زحمات ایشان بدون قاطعیت ماموران امنیتی در کف خیابان، نمیتواند مانع از ریخته شدن خون بسیجیان و پاسداران و مامورین و شهروندان شود. تمام ملت در این سال ها پی برده اند که با چه وحوشی طرف هستند و برای اینکه حجت تمام شود، نیاز نیست در هر اغتشاش دهها و صدها تن از بهترین و پاک ترین جوانان این مرز و بود در خون خود بغلطند و قانون شکنان بعد از چند ماه مورد عفو و رحمت نظام قرار گرفته به زندگی ننگین خود بازگردند.
باید یکبار برای همیشه ضمن معرفی چهارچوبی اصولی برای اعتراض معترضین حقیقی به هر موضوعی، پروتوکول های قاطع و تیز و برنده ای برای برخورد با جانیان و اغتشاش گران و تروریست های شهروند نما تدوین و قانون بکارگیری سلاح توسط نیروهای مسلح بازبینی اساسی شود تا از بدو امر حساب ایشان رسیده شده و کار تمام شود. عقل سلیم نمیتواند درک کند علی رغم تمام سوابق گذشته، هنوز هم شورای عالی امنیت ملی مسامحه و تساحل را قتل گاه بهترین جوانان این مرز و بوم میکند که به معنی واقعی کلمه سرمایه های نظام و مدافعان انقلاب هستند. هر ایرانی وطن پرستی قطعا ترجیح میدهد خود زباله های بی فکری که به این راحتی با چند عملیات فریب رسانه ای تبدیل به داعشی های وطنی میشوند ریخته شود تا خود خوانانی که یک تار مویشان هزار فضیلت به زندگی انگل وار آشوب طلبان و ساختار شکنان و تیم های جنگ شهری موساد دارد.
فعلا به این مجمل بسنده میکنم و هزاران حرف را ناگفته در سینه ام دفن میکنم. هرچند که در هر سطر این مطلب لب بستم و بیرون نریختم، آنها که میجوشد از سینه تا لبم
والسلام علی من اتبع الهدی
بسم الله الرحمن الرحیم
امنیت، قدرت و نگاه چند وجهی به وقایع دی ماه ۱۴۰۴
ایجاد اغتشاش در ایران تقریبا تبدیل به روتین دشمنان ایران بعد از سال ۱۳۸۸ شده و در هر مرحله با درس گرفتن از اشتباهات گذشته، اغتشاشات به شورش های سازمان یافته و جنگ چریکی شهری علیه مردم تطور یافته و علی رغم اینکه در هر دوره اغتشاشات شرکت کنندگان در اغتشاشات کمتر میشوند ولی میزان خشونت و توحش و فعالیت های شبه نظامی آموزش دیدگان لیدر ها افزایش می یابد
در سال ۱۳۸۸ کاندیدا های شکست خورده انتخابات که نمیخواستند با واقعیت عدم پذیرش خود در میان مردم روبرو شوند، نظام و دموکراسی را زیر سوال بردند و طرفداران خود را با بهانه تقلب به خیابان ریختند. تروریست ها از یک طرف و دشمنان نظام هم از طرف دیگر با دیدن آب گل آلود هوس ماهی گیری به سرشان زد و با پنهان شدن پشت اعتراض مردمی که توسط کاندیدای مورد نظرشان فریب خورده بودند، پنهان کردند و اعتراض به یک فعل نظام را با به آشوب کشیدن تبدیل به شورشی علیه نظام تبدیل کردند. مردم که وضع را چنین دیدند عقب نشستند و صحنه خیابان ماند و قانون شکنان مسموم شده با توحش.
در سال ۱۳۹۶ دولت روحانی که وظیفه داشت ماموریت خلف خود، مسعود کشمیری و دیگر همدستانش را در نفوذ به نظام و زده کردن مردم از نظام به انجام برساند، با طراحی آشنا و تاجزاده، در پایان کار مجلس و بسته شدن بودجه سال ۱۳۹۷ مردم را به خیابان ها ریختند و باز هم مردم عادی که تحت تاثیر رسانه های داخلی اصلاح طلب و رسانه های معاند خارجی قرار گرفته بودند، با مشاهده سواستفاده دشمنان از اعتراضات بحق ولی ساده دلانه شان جدا شدند و باز هم بازوی دشمن ماند و نیروی انتظامی و بسیج دلاور. دولت روحانی هم سرخورده از این شکست در سال ۱۳۹۸ اینبار با موضوع قیمت بنزین که معیشت بخش عظیمی از جامعه را تحت تاثیر قرار میداد، بار دیگر سعی کرد به اربابانش خدمت کرده به ایشان فرصتی بدهد که در ۹۶ از دست داده بودند.
در سال ۱۴۰۱ اتاق فکر دشمن با بهره برداری از یک اتفاق و در مقابل رخوت رسانه های داخلی، اینبار نشان داد که از ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ درس گرفته و با هماهنگی و ارتباطات ارگانیک با لیدر ها و نفوذی های داخلی، نه شورش که رویای یک جنگ داخلی را در مخیله پروراند. و باز هم فراجا و سپاه و صد البته بسیج که عصاره ملت است، شر این اوباش را از سر ملت باز کردند. بعد از وقایع ۱۴۰۱ نیز تلاش های بسیاری برای احیای پروژه ای که تا این حد روی آن سرمایه گذاری کرده بودند و دل بسته بودند (و اطلاع واثق دارم از کسانی که بعد از جان دادن آشوب ها افسردگی سیاسی گرفتند) انجام دادند ولی چون دیگر روحانی و دار و دسته اش دیگر در دستگاه اجرایی نبودند، موفق نشدند.
بعد از شهادت شهید رییسی و گرفتاری ۹۰ میلیون نفر در آتش جهل ۱۷ میلیون نفر، پزشکیان تازه نفس آمد تا کاری که روحانی در ۸ سال موفق به انجامش نشده بود را در یک سال عملی کند. پیروی پزشکیان از دکترین مذاکره به هر قیمتی و مذاکره برای مذاکره، جو کشور را برای اقدامات آتی مهیا میکرد، از طرفی هم سعی داشت با مظلوم نمایی ترمز نیرو های مسلح قهرمان جمهوری اسلامی ایران را بکشد ، هنگاهی که وضعیت را مناسب دید، با اقدامی انتحاری بمبی از تورم و گرانی و نا امنی اقتصادی را در میان ملت منفجر کرد. البته که این ملت بعد از بهایی که برای این کشور و این انقلاب داده بودند، انتظار داشتند که پزشکیان قومیت زده که زیر کاپشن احمدی نژادی اش \یراهنی از جنس نهج البلاغه پوشیده بود، حداقل تلاشی برای بهبود اوضاع بکند. اما پزشکیان که سخت متعهد به تعهدادتش به مراجعی نا معلوم برای جان به سر کردن مردم بود، عملا جامعه را به سمت نا آرامی هایی سوق داد که از روز اول هر فرد حتی غیر نظامی و غیر اطلاعاتی میتوانست تحلیل کند که خیلی زود قرار است به جنگی خونباز تبدیل شود.
جنگی خونبار از ته مانده های گروه های خودفروخته عوامل موساد که طی جنگ ۱۲ روزه کشف نشده بودند و کنار ته مانده های دهه هشتادی هایی که رفاه و تجمل را نه نتیجه کار و زحمت که حق حود و تکایف دولت میدادند، از سال ۱۴۰۱ و عده معدودی از معترضان به وضع معیشت که با دیدن دست خودنین دشمن عقب نکشیده بودند.
جنگی که باز هم باعث شد ملت شریفی که به حق میخواست صدای اعتراض خود را به گوش مسئول تمام این نابسامانی های اقتصادی برسان، با دیدن تیم های جنگ شهری موساد در خیابان های شهرش، عقب نشسته لب از اعتراض بر حق خود فرو ببندد.
این تروریست های پنهان شده میان ملت، بیش از اینکه به اربابان خونریزشان خدمت کنند در حقیقت به پزشکیان و دولت فشلش خدمت کردند. چون بعد از شروع ترور های این تروریست های خود فروخته، صدای اعتراض به همنوایی با این وحوش تبدیل میشد.
در طرف دیگر ماجرا شورای عالی امنیت ملی به ریاست جناب پرزیدنت قرار دارد که ظاهرا قصد ندارد مانند دشمنانی که از اغتشاشات اخیر درس گرفته اند، از اغتشاشات درس بگیرند و در هر دوره از اول خط و ب بسم الله قصددارند آزمون و خطا کنند تا به جواب برسند
البته از این نظر صرفا دولت پزشکیان مقصر نیست و دولت های احمدی نژاد و روحانی هم همین آزمون و خطای تلخ را تجربه کرده اند..
دستور به پلیس و یگان های ویژه و بسیج و سپاه پاسداران در کف صحنه عمل مبنی بر مماشات با گمراهان و حداقل برخورد قهر آمریز با آشوبگران و بدون مهمات فرستادن ایشان میان این وحوش، جای بسی گله و شکایت و توبیخ دارد(هرچند یک توجیه امنیتی برای این امر در سال ۱۳۸۸ وجود داشت مبنی بر اینکه از خلع سلاح توسط اغتشاشگران و استفاده از آن علیه مردم و مامورین جلوگیری شود. اما اکنون که لیدر های اغتشاشات عملا با سلاح و مهمات جنگی تجهیز شده اند ادامه این روند صرفا فرستادن مامورین به مسلخ و ناتوانی ایشان در حفظ جان شهروندان و حتی اغتشاشگرانی که صرفا از سر احساسات در محل حضور یافته اند و برای کشته سازی توسط لیدر ها کشته میشوند، در پی دارد). دستگاه های اطلاعاتی که در پشت پرده وظیفه خطیر خود را که در نوشته ای دیگر بدان خواهم پرداخت، انجام میدهند و هر بار با تجربیات قبلی مسلط تر روی کار سوار میشوند ولی زحمات ایشان بدون قاطعیت ماموران امنیتی در کف خیابان، نمیتواند مانع از ریخته شدن خون بسیجیان و پاسداران و مامورین و شهروندان شود. تمام ملت در این سال ها پی برده اند که با چه وحوشی طرف هستند و برای اینکه حجت تمام شود، نیاز نیست در هر اغتشاش دهها و صدها تن از بهترین و پاک ترین جوانان این مرز و بود در خون خود بغلطند و قانون شکنان بعد از چند ماه مورد عفو و رحمت نظام قرار گرفته به زندگی ننگین خود بازگردند.
باید یکبار برای همیشه ضمن معرفی چهارچوبی اصولی برای اعتراض معترضین حقیقی به هر موضوعی، پروتوکول های قاطع و تیز و برنده ای برای برخورد با جانیان و اغتشاش گران و تروریست های شهروند نما تدوین و قانون بکارگیری سلاح توسط نیروهای مسلح بازبینی اساسی شود تا از بدو امر حساب ایشان رسیده شده و کار تمام شود. عقل سلیم نمیتواند درک کند علی رغم تمام سوابق گذشته، هنوز هم شورای عالی امنیت ملی مسامحه و تساحل را قتل گاه بهترین جوانان این مرز و بوم میکند که به معنی واقعی کلمه سرمایه های نظام و مدافعان انقلاب هستند. هر ایرانی وطن پرستی قطعا ترجیح میدهد خود زباله های بی فکری که به این راحتی با چند عملیات فریب رسانه ای تبدیل به داعشی های وطنی میشوند ریخته شود تا خود خوانانی که یک تار مویشان هزار فضیلت به زندگی انگل وار آشوب طلبان و ساختار شکنان و تیم های جنگ شهری موساد دارد.
فعلا به این مجمل بسنده میکنم و هزاران حرف را ناگفته در سینه ام دفن میکنم. هرچند که در هر سطر این مطلب لب بستم و بیرون نریختم، آنها که میجوشد از سینه تا لبم
والسلام علی من اتبع الهدی