ابعاد جدید منازعه بین روسیه و اوکراین و جهت گیری های بین المللی

بسم الله الرحمن ارحیم

در تکمیل اطلاعات پست قبلی و با توجه به گذشت ۱۳ روز از آغاز منازعه نظامی، و آشکار شدن وجوه مختلفی از این منازعه و جهت گیری های طرف های بین المللی در مورد جنگ روسیه و اوکراین، به نکاتی چند اشاره میکنیم.

ابتدا به مبحثی اشاره میکنیم که در پست قبلی به عنوان یک گمانه زنی چند مجهولی قید شده بود، با این مضمون که هدف یا انگیزه پوتین از آغاز یک جنگ کلاسیک یا منازعه نظامی سطح یک چه بود و به مواردی اشاره شد و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که کرملین و در نهایت پوتین نقشه هایی برای آینده اروپای شرقی دارد. با ادامه روند منازعه نظامی، کم کم این موضوع برای ما آشکار میشود که پوتین با توجه به سابقه اطلاعاتی و امنیتی و ریشه هایی که در آموزش دوران اتحاد جماهیر شوروی و دانشگاه وابسته به لوبیانکا، هیچ دور از ذهن نیست که وی نقشه الحاق مجدد اقمار شوروی را به فدراسیون روسیه داشته باشد. از طرفی باز هم با توجه به سابقه  KGB  وی، عملا هیچ درز اطلاعاتی از کرملین صورت نمیگیر مگر اطلاعات مسمومی که با هدف جهت دادن به افکار عمومی به صورت آگاهانه از جانب FSB منتشر میشود، لذا در هیچ کدام از گمانه زنی ها عملا توان استناد به سندی نداریم.

در جانب دیگر این منازعه، شاهد اقدامات نمایشی و اشک تمساح غرب و ناتو برای اوکراین هستیم.

از ارسال محموله تسلیحات نظامی که ارتش اوکراین اختیار استفاده از آنها را ندارد تا رای مثبت نمایشی اتحادیه اروپا برای آغاز فرایند عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا که مابین ۳ الی ۵ سال به طول می انجامد و دوران جنگ شامل این فرایند نیست چرا که کارشناسان اتحادیه در دوران حنگ وارد کشور ها نمیشوند.

بخشی از مقاله موسسه مطالعات جنگ ISW  پیرامون طرح ها برنامه های کرملین:

Putin’s Program

 

Putin is not simply an opportunistic predator. Putin and the major institutions of the Russian Federation have a program as coherent as that of any Western leader. Putin enunciates his objectives in major speeches, and his ministers generate detailed formal expositions of Russia’s military and diplomatic aims and its efforts and the methods and resources it uses to pursue them. These statements cohere with the actions of Russian officials and military units on the ground. The common perception that he is opportunistic arises from the way that the Kremlin sets conditions to achieve these objectives in advance. Putin closely monitors the domestic and international situation and decides to execute plans when and if conditions require and favor the Kremlin. The aims of Russian policy can be distilled into the following:

 

Domestic Objectives

 

Putin is an autocrat who seeks to retain control of his state and the succession. He seeks to keep his power circle content, maintain his own popularity, suppress domestic political opposition in the name of blocking a “color revolution” he falsely accuses the West of preparing, and expand the Russian economy.

 

Putin has not fixed the economy, which remains corrupt, inefficient, and dependent on petrochemical and mineral exports. He has focused instead on ending the international sanctions regime to obtain the cash, expertise, and technology he needs. Information operations and hybrid warfare undertakings in Europe are heavily aimed at this objective.

 

External Objectives

 

Putin’s foreign policy aims are clear: end American dominance and the “unipolar” world order, restore “multipolarity,” and reestablish Russia as a global power and broker. He identifies NATO as an adversary and a threat and seeks to negate it. He aims to break Western unity, establish Russian suzerainty over the former Soviet States, and regain a global footprint.

 

Putin works to break Western unity by invalidating the collective defense provision of the North Atlantic Treaty (Article 5), weakening the European Union, and destroying the faith of Western societies in their governments.

 

He is reestablishing a global military footprint similar in extent the Soviet Union’s, but with different aims. He is neither advancing an ideology, nor establishing bases from which to project conventional military power on a large scale. He aims rather to constrain and shape America’s actions using small numbers of troops and agents along with advanced anti-air and anti-shipping systems.

لینک مقاله کامل:

https://www.understandingwar.org/report/confronting-russian-challenge

پازل روسیه ، اوکراین و ناتو و استاندارد دوگانه جامعه بین الملل

بسم الله الرحمن الرحیم.

با آغاز جنگ اوکراین و داغ شدن این موضوع، شبکه های اجتماعی از تحلیل های مختلف و متناقض لبریز شد و عملا از هر دهنی، صدایی برخواست.

افرادی که به مدت ۷ سال بمباران شدن زنان و کودکان گرسنه یمنی، ذره ای برایشان مهم نبود، امروز ژست ضد جنگ گرفته و مقابل سفارت اوکراین، علیه پوتین شعار میدهند.

البته که ما هرگونه جنگی را محکوم میکنیم. اما نمیتوانم انزجار خود را از این استاندارد دو گانه مخفی دارم؛ انزجارم از کسانی را که سوءتغذیه و تکه تکه شدن کودکان یمنی را ندید میگیرند ولی برای به پناهگاه رفتن کودکان یمنی سینه چاک میکنند. انزار از کسانی را که این جنگ را فرصت عقده گشایی دانسته و به مدافعان حرم اهل بیت علیهم السلام جسارت میکنند.

از این دیاثت ایجاد شده در حاشیه این جنگ که بگذریم، میرسیم به اصل موضوع.

تله ای که آمریکا با استفاده از لابی اش در ناتو پهن کرد و پوتین هم در تله افتاد.البته سابقه هشت ساله تنش ها با اکراین هم بی تاثیر نبود.

آمریکا برای مقابله با روسیه ای که با رهبری پوتین هر روز قدرتمند تر از دیروز میشد، به واقعه ای نیاز داشت که با توسل به آن و تجهیز ارتش رسانه ای اش به آن واقعه، جهان را بار دیگر در برابر دشمنی بین المللی قرار دهد. همانطور گه بار ها در طول تاریخ این کار را کرده. ابتدا در برابر اتحاد جماهیر شوروی و اقمار آن در طول جنگ سرد.

سپس در برابر جریانهای مذهبی در دهه نود و بعد از فروپاشی شوروی که اوج ان اتفاقات ۱۱ سپتامبر بود و در نهایت معرفی صدام به عنوان بزرگترین تهدید امنیت بین الملل، برای تسلط بر منابع نفتی عراق.

هر کدام از مثالهای یاد شده جای بحث فراوانی دارد و در گذشته در پلتفرم های مختلف در باره آنها نوشته ام. اما در اینجا صرفا یاد آوری بازی های آمریکایی در جهت دهی به اذهان توسط ارتش رسانه ای و تبدیل دشمنان خود به دشمنان کل جهان، کفایت میکند.

اما موضوع اصلی این جنگ که همه روی آن اتفاق نظر دارند گسترش ناتو به سمت شرق است.

ناتو یک پیمان همکاری نظامی میان کشور های حوزه آتلانتیک شمالی است که در ۴ آوریل ۱۹۴۹ تشکیل شده و اعضا را متعهد میکند که درصورت تهدید و مورد حمله واقع شدن هر کدام از اعضا، سایر اعضا هم به نحوی که در اساسنامه داخلی آمده به کشور عضو کمک خواهند کرد. به عبارتی ماده ۵ پیمان، حمله به هر کشور عضو را حمله به تمام کشور های عضو ناتو تلقی میکند و برای تمام کشور های عضو، حق دفاع و حمله متقابل به کشور حمله کننده را میدهد.

البته این صرفا یک روبناست و هدف اصلی تشکیل این پیمان، ایجاد یک ارتش متحد فرا ملیتی بود که قصد داشت  با حذف فاکتور ملیت، مشروعیت اقدامات آن را تامین کند. اما همواره این کشور های عضو ناتو بودند که شروع کننده حمله بودند و حتی گاهی برای مشروع جلوه دادن این اقدامات جنگ افروزانه، در خاک کشور خود انفجار هایی طراحی میکردند و با بیانیه ای عامل ان را کشور متخاصم خود معرفی میکردند که بزرگترین مثال این اقدام نمایش ۱۱ سپتامبر بود.

و انچه ما امروز در اوکراین شاهد هستیم، قربانی شدن یک کشور متوسط برای اهداف شوم و امپریالیستی آمریکاست.

آمریکا با تشجیع و تحریک اوکراین که از سال ۲۰۱۴ در حال تخاصم با روسیه به سر میبرد با وعده عضویت اکراین در ناتو، رئیس جمهور تازه کار اوکراین را فریب داد و اقدام به ارسال تجهیزات نظامی به ان کشور نمود تا اطمینان را در دل ایشان ایجاد کند و اجازه برپایی ایگاه نظامی و سامانه سپر موشکی را بگیرد.

آمریکایی که برای کشور خود ۱۲ هزار کیلومتر دورتر از مرز هایش حریم امنیتی قائل است، به عمق استراتژیک حریم امنیتی روسیه وارد شد و با استفاده از قدرت رسانه، روسیه را محکوم به ایجاد تنش کرد.

تا اینجای معادله برایمان روشن است.

قسمت تقریبا تاریک این ماجرا مربوط به انگیزه ها و محاسبات کرملین در پاسخی چنین قاطع به تحریکات آمریکا بود.

در یک تحلیل میتوانیم به این گزاره ها فکر کنیم که:

  • کرملین بدون فکر و در اقدامی عجولانه و شتابزده اقدام به حمله نظامی سطح ۱ نمود.
  • کرملین به صورت خودخواهانه و با نیت آتش افروزی جنگ سطح ۱ را به عنوان پاسخ اقدامات آمریکا انتخاب کرد.
  • شخص پوتین نقشه هایی دارد که عملی کردن آنها نیازمند اغاز یک جنک کامل در شرق اروپا بود.
  • پوتین و کرملین برداشت صحیحی از اوضاع نظامی و اعطلاعاتی منطقه نداشتند و ندام کاری کرده اند.
  • پوتین رویای برپایی امپراتوری شوروی را نه بر مبنای کومونیسم که بر ایه ناسیونالیسم در سر میپروراند.

و چند ده احتمال دیگر را میشود در اینجا ردیف کرد که بخاطر خروج از دایزه منطق و ورود در حوزه کتب علمی تخیلی از ثبت آنها خودداری کردم و صرفا به بیان این نکته بسنده خاهم کرد که پوتین کشور شکست خورده و تجزیه شده شوروی را بعد از غارت شدن در دوران یلتسین دوباره به ثبات و قدرت رساند و ارتش فربه و سنگین و متکی به تجهیزات  شوروی را تبدیل به یکی از قدرتمند ترین و چابک ترین ارتش های جهان نمود. و قطعا این شخص از روی ناآگاهی و شتابزدگی این تصمیم را نگرفته و به نظر حقیر محتمل ترین دلیل کرملین برای پاسخ به اقدامات تحریک آمریز آمریکا (که قابلیت حل شدن با یک عملیات نظامی سطح ۴ یا حداکثر سطح ۳ را داشت)، این است که کرملین نقشه هایی برای سازماندهی اروپای شرقی دارد و برای آماده سازی زمینه های این تغییرات، کرملین تکنیک Creative distruction  را انتخاب نموده است.

 

در پایان باید تلنگری هم به غربگدایان وطنی زد که آمریکا از هیچ کشوری حمایت نمیکند و نگاهش به تمام کشور ها و جریان ها و افرادی که برایش دم تکان میدهند همین نگاه دستمالوار است که بعد از استفاده از آن، آنها را به زباله دان تاریخ می افکند. این خصلت آمریکاست و با تغییر حزب حاکم و شخص رئیس جمهور هیچ تغییری در این رویکرد حادث نمیشود.

والسلام

هیئت علمی یا هیئت ایدئولوژیک

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از سخنان دیروز وزیر محترم خارجه کشورمان درباره احتمال مذاکره مستقیم با ایالات متحده، آقای صادق زیبا کلام، استاد تمام رشته علوم سیاسی و عضو هیئت مثلا علمی در قالب توییتی امروز، افاضه فرموندند که مهم نیست با چه کسی مذاکره میکنیم. مهم این است که خودی ها مذاکره میکنند یا غیر خودی ها.

در اینجا باید فاتحه نثار روح نظام اموزش عالی و سیستم جذب هیئت علمی کرد.

چرا که یک استاد دانشگاه رشته علوم سیاسی یا واقعا این درک را ندارد که مذاکره التماس آمیز مشتی انگلوفیل ساکسون پرست که صرفا مذاکره میکردند که با آمریکا و انگلیس لاس زده باشند با مذاکره افرادی که از مذاکره تنها هدف تامین منافع ملی را دنبال میکنند، تفاوت فاحشی دارد و بحث به هیچ عنوان خودی و غیر خودی نیست و یا این حقیقت را درک میکند ولی از سر تعصب حزبی و تصلب جریانی و صرفا از سر بغض و کینه و حسد جریان مقابل این سخنان تهی و احمقانه را میزند، که در هر دو صورت وجود این فرد در کرسی استادی و جایگاه هیئت علمی که مقام پرورش دانشجویان است، حماقتی است بزرگتر از حماقت خود این فرد.

و اگر این شخص در این کرسی و این جایگاه قرار دارد، با یک حساب ساده سرانگشتی ثابت میکند که این هیئت مثلا علمی نه تنها هیچ بویی از علمی بودن نبرده که به شدت ایدئولوژیک نیز هست.

واقعا کی باید به این بلوغ برسیم که درک کنیم آموزش و پرورش و اموزش عالی محل معادلات سیاسی نیست و نباید به این نکته فکر کرد که چون این فرد از جناح مقابل است، در صورت اخراج وی ممکن است از این قضیه برداشت سیاسی شود فلذا اجازه بدهیم وی تمام این خزعبلات حماقت امیز خود را به ذهن دانشجویان تزریق کند.

واقعا متاسفم

والسلام علی من اتبع الهدی

روسیه، چین، آمریکا و صد البته جمهوری اسلامی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَعْدَاءَهُمْ أَجْمَعِينَ

سفر ریاست محترم جمهوری، آیت الله رئیسی به روسیه ضمن اینکه در جبهه امریکا و متحدانش وحشت بر انگیخته بود، در میان داخلی های بدتر از بیگانه، حالتی انگیخته بود که تمام قوای قوای رسانه ای خود را، بخشی به تحریک آمریکای مرعوب و بخشی صرفا از سر جهل و حماقت و کینه و بغض و غرض، برای کاهش اثر این دیدار تاریخی، تلاشی بس سترگ نمودند.

اما این سنت خداست که چون حق آید باطل از بین میرود و همانا باطل نابود شدنیست.

اما گروهی بی توجه به این سنت الهی بار ها آزموده شده باز هم رسانه های زنجیره ای و قلم به مزد خود را به صحنه آوردند و گروهی از طریق فالس فلگ، گروهی از طریق اطلاعات مسموم، گروهی از طریق پاره حقیقت گویی و بخش اعظمی با توهین و تمسخر و لوده بازی و نوشتن آرزو های محال خود و واقعی جلوه دادن انها، اقدام به تخریب این سفر سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی پر دستاورد پرداختند.

البته بخش بزرگی از این مطالب حاصل تراوشات ذهن بیمار آلبانی نشینان و منافقین تیرانا ست و حسابشان روشن و از دایره بحث ما خارج هستند.

اتفاقا لجن خواری اپوزیسیون ورشکسته و فسیل شده خارج نشین که از فرص بغض و کینه، نفرت بالا می آورند هم از دایره بحث ما خارج است. اگر همین اراجیف را هم به هم نبافند که نمیتوانند از آمریکا و عربستان و امارات پول بگیرند.(البته ما نمیدانیم که با خرید فالوور و لایک و کامنت از هکر ها وانمود میکنند که پایگاه مردمی بزرگی در ایران دارند و از این طریق شیوخ محترم نفتی را میدوشند. اصلا بما چه؟؟؟)

روی سخن این نوشته موجز با کسانی است که بدون تحقیق و بررسی که این روزها به اندازه دست گرفتن تلفن همراه آسان شده، خزعبلات و چرندیات این دو گروه ورشکسته را باور نموده و با وام گرفتن از این سخنان پوچ در شبکه های اجتماعی خود اقدام به انتشار آن مطالب میکنند.

اصولا از مشخصات کسانی که مطالعه نمیکنند میتوان به این موارد اشاره کرد که :

  • به سادگی تحت تاثیر شایعات قرار میگیرند.
  • به هیچ عنوان انگیزه ای برای تحقیق درباره شنیده های خود ندارند.
  • در مطالبی که در شبکه های اجتماعی میبینند، دنبال هیچ ساختار منطقی نیستند و اصولا با منطق بیگانه اند.
  • پتانسیل بسیار بالایی برای باور کردن فرضیات موسوم به توهم توطئه دارند.

این خصوصیات است که وقتی با کینه علیه یک فرد، ارگان، جریان یا نظام ترکیب میشود افرادی را به وجود می آورد که برای شکست خوردن در ماجرای تحقیر آمیز برجام در خیابان میزنند و میرقصند و با تصور اینکه با آمریکا رابطه برقرار کرده ایم ذوقمرگ میشدند، اما اکنون که با دو متحد استراتژیک منطقه ای و بین المللی، بر پایه منافع مشترک و متقابل روابط حسنه داریم ضمن عقد عهدنامه های تجاری و راهبردی و علمی در زمینه های مختلف، با هماهنگی کامل و به صورت کاملا برابر و از مواضع یکسان، وارد رزمایش های مشترک در پیچیده ترین و پیشرفته ترین عرصه های نظامی میشویم، آه و ناله شان به آسمان میرود که ایران را فروختند.

هنرپیشگانی که از حتی حوزه تخصصی خود نیز تخصص چندانی ندارند، وارد مباحث تخصصی شده و در مورد معایب این اتحاد سخن میگویند و آن را تحقیر آمیز مینامند. فقط نمیدانم چرا وقتی آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان در موضوع برجام چنان ننگ هایی در دفتر تاریخ روابط بین الملل ثبت کردند، این گرامیان احساس تحقیر نکردند؟

در این بازه حساس یاد ظلم های روسیه تزاری و جماهیر شوروی علیه ایران می افتند و افسانه های شهری در این باره را(از آنجایی که سواد تاریخی برای ذکر دقیق وقایع ندارند) با عکس های نا مربوط به خیال خود مستند میکنند و به خورد قشر خاکستری میدهند و برایشان مهم نیست که هیچ کدام از این رژیم ها دیگر محلی از اعراب ندارند.

اما هرگز یاد ظلم هایی که آمریکا و انگلیس و اعوان و انصارشان کرده و میکنند و هر روز هزاران خبر راجع به شقاوت ایشان در رسانه ها میبینیم، نمیکنند. حتی با این وجود که نظام های حاکم این دو کشور زالو صفت از دیرباز، همین نظام حاکم بوده و تغییری نکرده.

اگر کمترین اعتقادی به این نکته داشتم که ممکن است این افراد فهم کنند، آنها را به داشتن استاندارد دوگانه متهم میکردم. اما افسوس که این اتهام برای افرادی با اذهانی چنین آلوده نه تنها کلمه نا مناسبی نیست، بلکه با توجه به ادبیات سراسر فحاشی ایشان نوعی تمجید هم به حساب می آید.

و افسوس که شخصیت من اجازه نمیدهد تا این افراد را آنگونه که هستند توصیف کنم.

در پایان بخاطر جملات طولانی که ممکن است شما را مجبور به دوباره خوانی کند چوزش میطلبم. از آنجا که تنها درد دلی بود، نخواستم با به مهار کشیدن خطابم، از بروز کامل احساساتم جلوگیری کنم و محتوا را قربانی فرم کنم.

.والسلام علی من اتبع الهدی. 

سازمان های اطلاعاتی جهان

بسم الله الرحمن الرحیم

لیست سازمان های اطلاعاتی جهان را به صورت لیست با عبارات مخفف و نام کامل جهت بهره مندی علاقه مندان و پژوهشگران و مخاطبان سایت های اندیشکده های خارجی و مجلات بین المللی.

نکه مهم اینکه کشور هایی که نام آنها در لیست موجود نیست سازمان اطلاعاتی مستقل نداشته و این مسئولیت به عهده بخش خاصی از ساختار پلیس و یا ارتش آن کشور میباشد. در این لیست سازمان های اطلاعاتی مستقل قید شده است.

سازمان های جامعه اطلاعاتی ایران عبارت مخفف انگلیسی رسمی ندارند و نام سازمان ها از جانب نشریات بین المللی به انحای مختلف ترجمه میشود. در این نوشته ترجمه به صورت تحت اللفظی و با رعایت عرف رایج در نامگذاری های جامعه اطلاعاتی و امنیتی انگلیسی زبان جهان انجام گرفته و عبارات مخفف تلخیص شده است لذا امکان وجود مغایرت در عبارات مخفف سازمان های جامعه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران با نشریات انگلیسی زبان وجود دارد.

 

اوکراین
سرویس امنیت اوکراین   SBU

افغانستان 
 اداره امنیت ملی   NDS
سازمان اطلاعاتی جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان   KHAD

آلبانی 
ارویس امنیتی داخلی   SHISH 
سویس اطلاعات ارتش   SHIU

الجزایر
دایره اطلاعات و امنیت   DRS

آرژانتین
اداره ملی جرائم اطلاعاتی   DNIC

ارمنستان
سرویس امنیت ملی   NSS

استرالیا
سازمان امنیت اطلاعات استرالیا   ASIO

روسیه
سرویس امنیت فدرال روسیه   FSB

رژیم صهیونیستی
اداره اطلاعات ارتش   AMAN 
سازمان اطلاعات و عملیات ویژه فرامرزی   MOSSAD 
یگان تکاوران ستاد کل   MATKAL 
سرویس اطلاعات عمومی   SHABAK

ترکیه
تشکیلات اطلاعات و امنیت ملی    MIT

جمهوری چک
سازمان اطلاعات و روابط خارجی   UZSI 
سازمان اطلاعات نظامی    ‏MUZSI
 
پاکستان 
جاسوس های بین سرویس    ISI

انگلستان
سازمان اطلاعات نظامی    MI5 
 ‏سازمان اطلاعات و امنیت    MI6
سازمان اطلاعات داخلی و امنیت دیجیتال   ‏GCHQ

چین 
سازمان اطلاعات جمهوری خلق چین   MSS

آلمان 
سازمان جاسوسی و اطلاعات فدرال   BND
وزارت فدرال کشور   BMI
 ‏ دفتر فدرال محافظت از قانون اساسی   BFV
 ‏سرویس نظامی ضد اطلاعات   MAD

فرانسه
هیئت مدیره عمومی برای امنیت خارجی    DGSE 

برزیل
اداره اطلاعات برزیل   ABIN

دانمارک 
دفاع اطلاعات   FE

هند 
سازمان تحقیق و تحلیل    RAW
دفتر اطلاعات   IB

سوئد  
سرویس اطلاعاتی و امنیتی ارتش سوئد   MUST
دفتر ویژه تحقیقات   KSI
دفتر اطلاعات کل   UNDK 
دفتر امنیت کل   SAKK
سازمان رادار دفاع ملی   FRA
 ‏سرویس امنیت داخلی   SAPO

سوئیس 
سازمان اطلاعات سوئیس   NDB

پرتقال 
دفتر اطلاعات استراتژیک  SIDE

کره شمالی 
سازمان امنیتی دولتی   SDD

کره جنوبی
سرویس اطلاعات ملی   POCR

کانادا
خدمات امنیت اطلاعات کانادا   SOA

ژاپن
خدمات ویژه پلیس ژاپن   NPA

جمهوری آذربایجان
وزارت امنیت ملی آذربایجان   MNS

ایالات متحده امریکا
سازمان اطلاعات مرکزی   CIA
 ‏ دفتر تحقیقات فدرال   FBI 
 آژانس اطلاعات دفاعی ‏  DIA 
آژانس امنیت ملی   ‏NSA 
آژانس اطلاعات مکانی   ‏NGA 
دفتر اطلاعات نیروی دریایی   ‏ONI 
دفتر ملی شناسایی   ‏NRO

و اما جمهوری اسلامی ایران
-وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران   IRMOI
-سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی   IRGCIS
-‏معاونت اطلاعات ارتش جمهوری اسلامی ایران   IRMIIA
-‏پلیس اطلاعات و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران   IRPDPIS
-‏سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی   IRGCAIS
-‏سازمان حفاظت اطلاعات ناجا IRPAIS
-‏سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو های مسلح IRAISDM

قدرت و محافظه کاری

بعضی ها  محافظه کاری را ذات قدرت میدانند.

این یک اشتباه فاحش است.

قدرت یک محمول عَرَضی نیست که ذات داشته باشد بلکه ذاتیست که بر محمولهای عَرَضی حمل میشود.

پس چگونه است که قدرت همواره محافظه کاری به بار می آورد؟

پاسخ اجمالی این سوال بسیار آسان است.

اجمالا، حب انسان به حفظ قدرت، ترس انسان از زندگی عادی بعد از تجربه قدرت، و ظلم هنگام قدرت و ترس از عاقبت خلع شدن از قدرت و رویارویی با عدالت است که باعث پدید آمدن شرایطی میشود که آن را محافظه کاری قدرت میخوانیم.

البته این تعریف اجمالی بیشتر در باره مونارشی ها و آریستوکراسی های کهن و احیانا در تحلیل رفتار بروکراتهای مدرن کاربرد دارد. در رویکرد سازمانی مدرن، که بروکراسی در تمام زوایای پیدا و پنهان حاکمیت ریشه دوانده، مطالعه این امر کمی متفاوت است.

نانو تکنولوژی، بردگی علمی رایگان برای غرب

بسمی تعالی

پیشرفت محیرالعقول ایران در حوزه نانو تکنولوژی نظری، بر کسی پوشیده نیست. لیکن به خوبی معلوم است که بستر صنعتی ایران پتانسیل استفاده از تمام این علوم تولید شده را ندارد.

از طرفی مسجل شدن این علوم منوط به چاپ شدن در مجلات علمی بین المللی میباشد که متعلق به کشور های غربی است.

در داخل ایران، توان صنعتی، دستگاههای مورد نیاز برای تولید محصولات نانو، که علمشان به لحاظ تئوری تولید شده، وجود ندارد. در این بین تنها کسر کوچکی از این علم تولیدی به بهره‌برداری میرسد.

از طرف دیگر کشور های غربی که زیرساختهای لازم را برای تولید محصولات نانو در اختیار دارند و به عبارت دیگر سخت افزار لازم برای نرم افزاری که در ایران تولید میشود را دارا میباشند، و اتفاقا صاحب مجلات معتبر علمی که مقالات علمی تمام جهان به سمت آنها روانه میشود نیز هستند، با دریافت مقالات و انتقال آن به مجامع علمی-صنعتی، به صورت رایگان از تلاش ها و مجاهدت های دانشمندان ما در این حوزه بهره میگیرند. به همین دلیل است که در این وانفسای تحریم ها، ضمن تحریم انتقال تکنولوژی ساخت دستگاههای لازم برای عملیاتی کردن فرایند های ساخت محصولات نانو، هیچ ممانعتی از انتقال دانش نظری نانو به ایران نکرده اند.

تمام این تفصیلات دانشمندان ما را به بردگان نوین عرصه کلونیالیسم علمی تبدیل کرده که کار و تلاش میکنند و ماحصل فعالیت های آنها در غرب تجلی میکند و تنها آورده اش برای دانشمندانمان، عناوین علمی و رتبه هایی اعتباریست که عملا هیچ نتیجه ملموس و قابل اعتنایی ندارد.

سرنگونی پهباد فوق پیشرفته با سلاح های افسانه ای سپاه پاسداران

بسم الله الرحمن الرحیم

همزمانی سرنگونی پهباد پیشرفته آمریکایی با ماجرای بندر فجیتره و حملات ساختگی به نفتکشهایی در خلیج فارس، معاندان را برای ارتباط دادن ایران با قضایای فوق جری ساخت.

حال آنکه ایران با همین حوله به پهباد فوق پیشرفته جاسوسی و سرنگون کردن آن که انباشته است از انواع ابزار آلات جاسوسی و جنگ الکترونیک و مهمترین کارویژه آن پنهان ماندن از دید انواع رادارها و سامانه های پدافندی است، چند پیام مهم را به تمام جهان مخابره کرد.

اولین پیام اینکه هیچ کشوری، حتی آمریکا در صورت شیطنت، مصونیت ندارد.

دوم اینکه ایران و قوای مسلح آن و علی الخصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سلاح هایی افسانه ای از حریم خویش دفاع میکند و هیچ مسامحه ای در خصوص این خط قرمز وجود ندارد.

سوم اینکه تصمیم بر حمله به ادوات نظامی یا استراتژیک کشوری باشد، و این حمله صورت گرفته و اهداف تعیین شده منهدم گردند، ایران، نه تنها این امر را کتمان نمیکند بلکه با سربلندی از عملخود دفاع میکند.

لذا هنگامی که ایران به راحتی اعلام میدارد که پهباد نظامی آمریکا را هدف قرار داده، چه علتی میتواند داشته باشد که حمله به نفتکش های کشور های کوتوله حاشیه خلیج فارس را کتمان کند؟

همانطور که همه مشاهده کردیم از همان دقایق ابتدایی سیل تحلیل ها و گمانه زنی ها براه افتاد که در این میان جالب توجه ترین تحلیل متعلق به یکی از کارمندان BBC فارسی بود که با صراحت تمام اعلام کرد که «فاکتور هایی که آمریکا اصرار دارد ایران از آنها دست بر دارد، همان فاکتور هایی هستند که دیشب(هنگام پخش خبر) باعث شدند دونالد ترامپ از تصمیم حمله به ایران منصرف شود.»

 

دیپ وب و تفاوت آن با دارک وب

بسم الله الرحمن الرحیم
دیپ وب و دارک وب و تفاوت آنها.
دیپ وب در سالهای اخیر به دلایل مختلفی، توجه بسیار زیادی را به سمت خودش معطوف داشته و به اشتباه بدنام شده.
در حالی که هدف ایجاد و گسترش آن بسیار با آن چیزی که در افکار عمومی جای گرفته متفاوت است.
دیپ وب اسطلاحی برای فضای قرار گیری اطلاعات روی اینترنت است که ورود موتور های جستجوگر رایچ مانند گوگل و یاهو و بینگ و امثالهم به آن منطقه ممنوع است.
این موتور های جستجو فقط برای جستجو در سطح اینترنت یا سورفیس وب کارایی دارند که معادل تنها چهار درصد کل اطلاعات بارگذاری شده روی شبکه وب جهانیست و باقی این نود و شش درصدی ااطلاعات آنلاین مربوط به دیپ وب میباشد.
با توجه به حجم عظیم و بعضا تخیلی سورفیس وب، تخمین میزان اطلاعات موجود در دیپ وب غیر ممکن و حتی دیوانه کننده است.
همه شما به تئوری کوه یخ آشنایی دارید. اینترننت نیز کوه یخی است که چهار درصد آن روی آب و در میدان رصد موتور های جستجوست و نود و شش درصد آن زیر آن و خارج از دسترس قرار دارد. حال تصور کنید این قسمت جهار درصدی کوه یخ قابل روئیت، به اندازه شهر نیویورک باشد، در این وضعیت وقتی شما عبارتی را با گوگل یا بینگ سرچ میکنید تنها در گوشه ای نشسته و ناخونتان در حال خراشیدن سطح این کوه یخ هستید.
اما سوال اصلی برای کاربران غیر حرفه ای اینترنت و نا آشنا به مباحث امنیت سایبری(با امنیت اطلاعات فرق دارد) این است که اصولا چه اطلاعاتی در دیپ وب وجود دارد که سازندگان و گسترش دهندگان آن تصمیم گرفته اند این اطلاعات غیر قابل دسترس باشد؟
پاسخ این سوال هم بسیار آسان است. دیتابیس یا پایگاه داده های سایتهای بزرگ. فروشگاه های اینترنتی. شرکتهای سرویس دهنده دامنه و پهنای باند اینترنتی. فضای ابری شبکه های اجتماعی که به چندین تریلیون ترابایت رسیده. آرشیو انتشاراتی ها و روزنامه ها. اسرار دولتی ادارات و ارگانها و اطلاعات نظامی و اطلاعاتی و امنیتی و هرگونه اطلاعاتی که صاحب آن تشخیص داده که باید اطلاعاتش مخفی بماند.
به عنوان مثال فضای ابری دراپ باکس که بنده نیز از آن استفاده میکنم یا گوگل درایو که قبلا استفاده میکردم و یا وان درایو متعلق به شرکت مایکروسافت که فایلهای ایجاد شده در آفیس از طریق آن در تمام دیوایسهای متعلق به شما قابل بازیابی است نمونه ای از این فضای سری هستند که تنها شما حق استفاده از آن را دارید و اطلاعات وارده به آن توسط موتور های جستجوی دیگر ایندکس نمیشوند.
یا اگر مثلا به آرشیو الکترونیکی شده اداره خود وارد شده سندی را مطالعه کنید یا از طریق سیستم اتوماسیون نامه ای را به رئیس خود بفرستید، از دیپ وب استفاده کرده اید.
بنا براین میبینید که دیپ وب وسیله ای کاملا قانونی است و هیچ کدام از شایعات در مورد آن صحت ندارد.
همانطور که میدانید اینترنت یک پدیده نظامی بود که توسط وزارت دفاع آمریکا پدید آمد و بعد از عمومی شدن استفاده از آن هم فرماندهی آن در دست مجموعه ای به نام آژانس امنیت ملی آمریکا به ریاست یک فیلد مارشال چهار ستاره است.
به همین ترتیب اولین وب سایتها یا فضا های ذخیره سازی دیپ وب که به دامنه .onion ختم میشوند اواخر دهه نود به وسیله مرکز تحقیقات فناوری های نوین نیروی دریایی آمریکا، برای نقل و انتقالات و ذخیره سازی های سری و ناشناخته ابداع شد.
اما داستان دارک وب در اینجا آغاز میشود.
یک موتور جستجو که به دلایل امنیتی از ذکر نام آن معذورم و اصطلاحا آن را شبکه پیاز مینامم، در حقیقت ترکیب یک سرویس دهنده مجازی و یک موتور جستجوست  که امکان ایجاد و دسترسی به سایتهای مخفی دات اونیون را فراهم می آورد و سودجویان با استفاده از این ابزار مفید، با توجه امکان نزدیک به صفر ردیابی، اقدام به تاسیس بازار سیاه هایی کرده اند که امروزه اصطلاحا دارک وب نامیده میشود. اما چه محتوایی در این هزارتوی وجود دارد که صفت تتاریک یا دارک را برای توصیف آن برگزیده ان؟
مشهورترین سایت این شبکه مخوف، سایت خرید و فروش آنلاین مواد مخدر به نام سیلک رود(جاده ابریشم) بود که در سال 2011 راه اندازی شد و در مدت کوتاهی بالاترین حجم بازدید و بالاترین میزان معاملات آنلاین را به خود اختصاص داد و بخاتطر بهره گیری از سیستم پرداخت بیت کوین ردیابی معامله گران را عملا غیر ممکن میکرد.
هرچند صاحب این سایت تنها به خاطر یک کلیک روی یک لینک نامعتبر لو رفت و در 2013 بازداشت شد ولی آوازه سایت وی که قیمت آن 1.2 میلیارد دلار تخمین زده میشود در خاطره ها ماند.
اما این تنها کاری نیست که شما با بهره گیری از ناشناس بودن خودتان و طرف معامله تان میتوانید انجام دهید.
شما در این سایتها که تحت شبکه پیاز فعالیت میکنند میتوانید کارت شناسایی های جعلی،  شناسنامه و پاسپورت با هویت جعلی، سلاحهای گرم، مواد منفجره سی-4 ، مواد شیمیایی و ویروس کامپیوتری بخرید. میتوانید شماره تلفن افراد مشهور و سیاستمداران را خرید و فروش کنید و یا برای کشتن رقیب عشقی تان قاتل اجیر کنید!!!
اما...
این تمام ماجرا نیست.
شهرت بد این فضا به این خاطر است که افراد پلیدی با دریافت سفارش اقدام به ساخت و فروش پرنوگرافی کودکان میکنند.
میدانم همین مورد برای پیداکردن حالت تهوعتان کافیست اما کسانی هستند که سایت سفارش برده های جنسی کر و کور و لال به اسم عروسک های لولیتا را زده اند تا بنا به سفارش افراد آنها را دزدیده و یا از سایر سایتهای همان دارک وب که اقدام به فروش دختران آسیای جنوب شرقی و اروپای شرقی میکنند خریده بنا به سفارش کر و کور و لال کرده دستها و پاهایشان را از آنج و زانو ببرند.
ولی باز هم هست.
سایتهایی وجود دارد که افراد بیمار در آن نژاد و رنگ پوست و جنسیت را با انواع شکنجه های دلخواهشان انتخاب میکنند و صاحبان سایت با ربودن یا خریدن فردی با آن مشخصات اقدام به شکنجه وی میکنند و مشتری هم از طریق وبکم به صورت زنده تماشا میکند.
به طور کلی دیپ وب نشان میدهد که انسان تا چه حد توانایی استفاده ((بد)) از ابزار های ((خوب)) را دارد.
والسلام
#توحید_شاد_قوشچی
 

آسیب شناسی

بسمی تعالی
امروزه در فضای مجازی شاهد سیل عکس نوشته ها و متون هستیم که کاربران این فضا بی محابا برای همدیگر ارسال و باز ارسال میکنند.
برخی ها این نوشته ها را میخوانند و میگذرند و برخی هم انتقادی وارد کرده و سپس برای همیشه فراموش میکنند.
اما در این بین خوب است که به نکته ای مهم توجه کنیم.
هر انسان قلم در دست میگیرد و جمله ای مینویسد و احساس میکند که میتواند این نوشته را با سایرین به اشتراک بگذارد، دارای مبانی و پیشینه های است که عمدتا خود نگارنده از وجودآنها غافل است.
به عنوان مثال میتوانیم به "انسان شناسی" اشاره کنیم.
انسان شناسی تلقی هایی است که فرد از ماهیت مجرد انسان دارد.
از نحوه آفرینشش. از هدف آفرینشش. از سبک زندگی ایده آل برا انسان. از غایت انسان. تلقی اش از مرگ انسان. از جایی که انسان بعد از مرگ خواهد رفت و غیره.
شخصی که انسان را حاصل تکامل میمون و نوه انسانهای ناآندرتال بداند. هدف زندگی انسان را خوردن و خوابیدن و **** برشمارد و مرگ را پایان مطلق وجود بشری قلمداد کند، طبیعتا در نوشته اش به نکات و گزاره هایی اشاره خواهد کرد که متانسب با این تلقیات باشد. هنگامی که این شخص در حال نوشتن با خویش تن خویش به مفاکره میپردازد و دنیایی چنین محدود و بی معنی در برابر خود مجسم میکند، طبیعی است که اخلاقیات را جز قید و زنجیری بی مورد به حساب نمی آورد و در تابع منطقی خویش با داده های مفروضش به این نتیجه میرسد که حال که دنیا دارای این ویژگی هاست، پس هر تلاشی در هر راهی جز برای رسیدن به حد نهایی "لذت" مزموم و مکروه است.
اگر ما هم در مقام اندیشنده مستقل یک لحضه مفروضات او را صحیح تلقی کنیم خواهیم دید که به همان نتیجه وی میرسیم.
اما اگر شخصی آفرینش انسان را نقطه عطف خلاقیت آن فعال ما یشاء بداند و آفرینش خود را دارای هدفی والا ببیند و به این درک برسد که این دنیا صافی و فیلتری است که ناخالصی ها و اقلام معیوب را تصویه میکند و در نهایت این مسیر جهان حقیقی و غایی انسان وجود دارد که سالم زیستن در آن، مستلزم مهارتهایی است که باید در دنیا به دست اورد. همچون جنینی در رحم مادر که برای سالم زیستن در دنیا باید در رحم مادر خود را اماده گرداند، هنگام نوشتن نکات و گزاره هایی را استفاده خواهد کرد که متناسب با انسان شناسی وی باشد.
و در عین حال هر دوی این اشخاص ذکر شده به عنوان نمونه به احتمال بسیار زیاد حتی از وجود چنین مباحثی بی اطلاع هستند.
اما در فضای مجازی شاهد برخورد بسیار شدید این دو طیف با هم هستیم تا جایی که اندیشمندان از استعاره برخورد تایتانها برای اشاره به این امر استفاده میکنند. و این مختص کشور ما یا حتی منطقه ما نیست و فقط در آمریکا بیش از دویست مورد برخورد تایتانها در زمینه های مختلف وجود دارد که معروف ترین آنها که در سطوح بالای آکادمیک دنبال میشود برخورد شدید تکامل گرایان و خلقت گرایان است.
اما از این مقدمه به چه نتیجه ای میخواستم برسم؟
به این حقیقت که برخورد های رکیک کلامی به هیچ عنوان موجب تغییر عقیده طرف مقابلتان نخواهد شد بلکه وی را در حراست از عقایدش مصمم تر خواهد ساخت.
راهکار ما به عنوان جوانان مسلمان بالا بردن اطلاعات دینی در کنار اطلاعات علمی است تا در فضای مجازی به جای جدل کردن با نمایندگان اندیشه مقابل، محتوایی تولید کنیم که بدون برانگیختن حس عداوت فی نفسه نهفته در بطن اندیشه آنها در بنیادهای اپیستمیک آنها نفوذ کند و باعث مباحثه و مناظره فرد با خودش در مورد باور ها و اندیشه هایش بشود.
***

باید با نهایت تاسف و تاثر اعلام کنم که قشر وسیعی از طیف مذهبی و انقلابی مبتلا به سطحی نگری و نگرش احساسی در مورد مباحث دینی هستند و کمبود و حتی عدم مطالعه به این آسیب که ایجاد کننده تهدیدات بسیار است دامن میزند.
با مطالعه پستها و نظرات جوانان مذهبی سرشار از صفا و صمیمیت و اعتقاد و تعهد متاسفانه این نکته را به وضوح میبینیم که اکثریت قریب به اتفاق ایشان به دلیل نداشتن آگاهی های عمیق و بیس مطالعاتی صحیح دچار دور باطل استنباط های سطحی میشوند و در حالتی بدتر تحت تاثیر هر سخنران به ظاهر مذهبی قرار میگیرند و همین اغاز فرقه گرایی و انحراف و وحدت شکنی در بطن جامعه جوان مذهبی میشود که قرار است فردا روزی تبدیل به ستون فقرات این جامعه بدل شوند.
لذا در این دنیا که دسترسی به اطلاعات و کثرت اطلاعات باعث کاهش تحلیل ها شده بر جوانان مذهبی واجب عینی است تا مطالعات اسلامی و همچنین مطالعه اثار و عقاید مخالفان و معاندان را در صدر برنامه های خود قرار دهند.
والسلام.

دانشجو و فرهنگ عمومی

بسسمی تعالی

از وقتی به خاطر دارم در حال درس خواندن بودم.

در حال دامن زدن به این معضل عظیم اجتماعی.

ما همه چیز را فدای درس خواندن میکنیم. تمام مهارتهای لازم برای زندگی را رها میکنیم و به درس خواندن پیله میکنیم و در پایان دوره تحصیل، انسانی هستیم بدون مهارتهای زندگی شخصی، بدون مهارتهای زندگی اجتماعی، بدون مهارتهای علمی، بدون مهارتهای صنعتی و بدون مهارتهای هنری، با یک تکه کاغذ در دست به نام "مدرک"

امروزه در ایران بیش از چهار میلیون دانشجو داریمکه سالانه مابین هشتصد تا نهصد هزار نفر از این سیستم آموزشی فارغ التحصیل میشوند و مقدار بیشتری جایشان را پر میکنند که نشان میدهد تعداد دانشجو در کشور رو به افزایش است.

با توجه به نرخ جمعیتی و تفکیک های سنی، به این نتیجه میرسیم که کشور ما پر است از انسانهای فرهیخته و تحصیل کرده و دارای بینش روشن و ایضا تعداد قابل توجهی دانشجو که نشانه دوز فرهیختگی هر ملت است و ما این را ه را از سال 57 با دویست هزار دانشجو پیموده ایم.

اما این تحصیلات عالی، این دانشجویی، این روشنفکری چه تاثیر مثبتی در زندگی اجتماعی و حتی شخصی ما گذارده است.

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم که از اصراف مواد غذایی پرهیز کنیم؟ خیر...ایران یکی از اصرافکارترین کشورهای جهان است و سالانه پانزده میلیون تن دورریز نان و برنج دارد.میزانی که میتواند دو سال مردم سومالی را سیر کند.

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم که مصرف سوخت فسیلی خود را مدیریت کنیم؟ خیر...ایران یکی از وحشتناکترین آمار ها را در زمینه مصرف گاز و بنزین در جهان دارد.

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم که در مصرف آب صرفه جوئی کنیم؟ خیر...سرانه مصرف آب در پایتخت دویست و پنحاه لیتر برای هر نفر است و در کل کشور این رقم به میانگین دویست لیتر برای هر نفر میرسد.این در صورتی است که کشورهای صنعتی مانند آلمان که مشکل آب هم ندارند سرانه مصرف آب خود را در صد و ده لیتر برای هر نفر بهینه نموده اند.

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا صحیح رانندگی کنیم؟خیر...خیابانهای شهرهای بزرگ ایران با جمعیت هشتاد میلیونی مانند خیابانهای شهرهای بزرگ هندوستان است با جمعیت یک میلیاردی. "فرهنگ ترافیک" در کشور ما مرده ای است که کسی بر سر مزارش گریه نمیکند.

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا به تایلو های راهمایی و رانندگی احترام بگذاریم؟

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا به حق تقدم همدیگر احترام بگذاریم؟

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا در غیاب ماممور قانون نیز به قانون احترام گذاشته و مطیع آن باشیم؟

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا در بحرانهای اقتصادی مانند دلالها رفتار نکنیم و به بحرانها دامن نزنیم؟

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا فهم کنیم که نباید در امانت خیانت کرد؟

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا فهم کنیم که نباید در مواردی که از آن اطلاعی نداریم یا در آن تخصص نداریم، صحبت کنیم وتز بدهیم؟

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا فهم کنیم که نباید شایعه سازی کنیم و یا در پخش شایعات موثر باشیم؟

آیا به آن سطح از شعور نائل آمدیم تا فهم کنیم که نباید دیگران را قضاوت کنیم؟

حال که پاسخ تمام این سوالات منفی است، پس کجاست روشنفکری دانشویانی که اینقدر از آن دم میزنند؟

پس کجاست فرهیختگی تحصیل کردگان؟

پس کجاست عامل تبختر دارندگان تحصیلات تکمیلی؟

کجاست؟

عدالت، قانون و مجری قانون

عدالت، قانون و مجری قانون.
قانون چیست و چه نسبتی با عدالت دارد؟
چه کسی اولین بار ادعا کرد که قانون برای تحقق بخشیدن به عدالت به وجود آمد؟
فکر چه کسی اولین بار به این سمت رفت که قانون تیشه ایست که پیکره عدالت را از تخته سنگ رفتارهای بشر میتراشد؟
میتوان درک کرد که انسانهای مصلحت اندیشی طی قرون و اعصار تلاش کرده اند تا قوانین به نفع مردم و در راستای پدید آوردن عدالت در جامعه باشد ولی قابل درک نیست که فکر کنیم هرچه نام قانون به خود گرفت متضمن عدالت است.
شاید حتی باید کمی عقبتر بازگردیم و از خود بپرسیم که چه کسی خود و افکار خود را مرجع قرار داد تا عدالت و شقاوت و مرزهای بین این دو را برایمان تعریف کند.
عدالت تعریف شده با شکمی پر از بوقلمون بریان تا چه حد با عدالتتعریف شده توسط شکمی خالی که در ته آن به سختی میتوان مقداری نان یافت شباهت و نقطه اشتراک دارد؟
حالا بیائید با هم حدس بزنیم که کدام تعریف از تعاریف قید شده در بالا میتواند در قانونگذاری و روند شکل گیری تصور جامع از عدالتت و بی عدالتی موثر باشد.
باید بگویم نیازی نیست زیاد باهوش باشید تا متوجه شوید که حوزه نفوذ تعریف مردگرسنه از یکمتر هم تجاوز نمیکند. و این تعریف مرد سیر است که در محافل و بلندگوها و رسانه ها جار زده میشود.
هنگامی که قصد نوشتن از فساد مجریان قانون باشد باید بازگردیم و نگاهی به پشت خود بکنیم که ماموران اجرای کدام قانون دچار فساد و تباهی شده اند؟
اینجاست که شاید بخواهیم ننیم نگاهی به خود قانونی بیندازیم که مجریانش چنین از راه راست منحرف شده اند.
اما آیا عاقلانه این نیست که یک بار دیگر بازگردیم به پشت سر نگاه کنیم تا دریابیم این قانون که توانایی هدایت مجریان خود را ندارد بر چه مبنایی استوار است؟
برای ایجاد کدام نظم، برای تامین منافع شهروندی کدام شهروند و برای احقاق حق کدام صاحب حقوق وضع شده؟
آیا این قانون وضع شده تا نظمی ایجاد کند که صفر های حساب بانکی فلان تاجر معروف بدون وقفه افزایش پیدا کند یا وضع شده تا با ایجاد نظم اجازه دهد مرد گرسنه ای که سالها در پس صفوف انسانیت نگاه داشته شده بتواند جلو آمده و حق خود را از جامعه بگیرد، همانقدری که کار کرده و عرق ریخته و نه آن میزان که صاحبان صنایع طبق قانون مقرر کرده اند.
آیا این قانون وضع شده تا حقوق شهروندی افرادی را تامین کند که عادت دارند تمام کارهای خود را، چه بزرگ و چه کوچک با تماس گرفتن با مقامات و زیر پا گذاشتن همه کاغذ های خط خطی شده برای جامعه مدنی، به انجام برسانند یا برای افرادی که تمام زندگی مدنی آنها شامل پنجره اتوبوس سرویس محل کارشان است که صبح زود و عصر ها از آن به مغازه های بسته و کرکره های پایین نگاه میکنند؟
آیا قانون وضع شده تا افرادی تحت ضل مقدس آن از گرده انسانها نردبان بسازند و بالا بروند یا وضع شده تا سایه ای باشد بالای سر مردمانی که زیر تابش بی امان ناملایمتی ها قرارگرفته اند و تک تک مقامات در سرتاسر جهان برای صیانت از حقوق ایشان سوگند یاد کرده اند؟
کاش میشد بجای کوبیدن بلا مقدمه مجریان قانونی که به فساد آلوده شده اند ابتدا فکر میکردیم تعریف ما از عدالت شامل حال چند نفر میشود که قانون حاصل از آن تنها توانایی دفاع از حقوق انگشت شماری از دانه درشتها را دارد اما در حوزه مجازات ید قدرتش بر تمام دله دزدها و بیچارگان و واماندگان تفوق دارد؟
باید ببینیم پول و قدرت و نفوذ در جهانبینی ما چه جایگای دارند که قانون و مجریانش سر تعظیم در برابرش خم میکنند و بعد غرور مجروح از آن تعظیم را با له کردن بی پولان و ضعیفان التیام میبخشند؟
القصه کوبیدن مجریان قانون آسان و در فضای رسانه ای امروز نان و آب دار است اما با این کوبیدنها به جایی نمیرسیم.
تعقل باید است تا ریشه بیماری را درک کنیم.
فسادی که اکنون در تمام ارکان رندگی اجتماعی بسط یافته بشری قابل مشاهده است مثال دردی است که پیکر انسان را در بر میگیرد.
شخصی به دنبال مسکن و تسکین آنی درد میرود غافل از اینکه درد همچنان هست و بعد از رفع تاثیر مسکن دوباره وجودش را دربر خواهد گرفت اما انسان عاقل میداند که این درد نشانه ی مشکلیست در بخشهای عمیق تر مکانیزم حیاتی اش و باید بعد از وقوف به مشکل اقدام به حل آن بکند و صد البته که در مدت این فرایند از مسکن هم استفاده خواهد کرد و داد حق خواهی خود را بر سر فاسدین خواهد کشید.
والسلام
توحید شاد قوشچی
97/04/15

سند 2030 یونسکو چیست؟  

 

 سند 2030 یونسکو در سال سال 2015 میلادی با عنوان و پوشش سواد و افزایش کیفیت آموزش(سبک زندگی غربی)، با 17 هدف اصلی و 169 هدف ویژه در سازمان ملل به تصویب رسید و کشورهای عضو ملزم به رعایت آن شدند. 
 
این اسناد با اهدافی خاص به تصویب رسیده و سازمان یونسکو مسئول اجرا و پیگیری اجرای آن در کشورهای عضو شده است. اگرچه این سند دارای بخش هایی از جمله برخورداری همگان از سیستم نظام آموزشی است اما در بخش هایی دارای برنامه هایی است که با فرهنگ و رفتار ایرانیان دارای مغایرت بسیاری است. موضوعاتی که به راحتی می تواند پروژه نفوذ را اجرایی کرده و با ایجاد تعارض در جامعه مشکلات بسیاری را برای مردم و نظام ایجاد کند. 
 
در موضوع آموزشی این سند آورده شده است که همگان باید 9 سال حداقل تحصیل کرده و نابرابری آموزشی برداشته شود. همچنین آموزش ها باید دو زبانه یا چند زبانه باشد. موضوعاتی که اگرچه در نگاه سطحی مناسب به نظر می رسند اما دارای تعارضات بسیاری با فرهنگ کشور ما هستند. علاوه بر این موارد در این سند به موضوعات دیگری مانند اشتغال و توسعه مهارت‌ها،آموزش های اجتماعی،شهروندی،آموزش عالی اشاره شده است مواردی که در جزئیات با روح حاکم بر نظام آموزشی کشور ما منافات دارد. گفتنی است موضوع مهم در این سند،مبهم بودن نحوه آموزش و روح حاکم بر ان است. 
 
حجت الاسلام علی ذوعلم از کارشناسان آموزشی چندی قبل در مصاحبه ای  در این رابطه، می‌گوید: کمیسیون ملی یونسکو در ایران بیشتر مدافع ادبیات یونسکو است و به‌جای اینکه از این نهاد برای انتقال دیدگاه ایران به جهان استفاده کند، ادبیات آنها را پذیرفته است. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، ادبیات جدیدی از جمله حیات طیبه را خلق کرد اما در سند آموزش 2030 به شهروند جهانی تأکید می‌شود، شاخص‌های شهروند جهانی چیست؟ آیا ما در ایران به‌دنبال تربیت آن هستیم؟
ادامه نوشته

سند ۲۰۳۰ یونسکو و واکنش رهبری معظم


رهبر انقلاب اسلامی در بیانات خود به موضوع پذیرش سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو از جانب دولت اشاره کردند و با انتقاد شدید از این موضوع گفتند: این سند و امثال آن، مواردی نیستند که جمهوری اسلامی ایران تسلیم آنها شود، و امضای این سند و اجرای بی سر و صدای آن قطعاً مجاز نیست و به دستگاههای مسئول نیز اعلام شده است.


حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: به چه مناسبت یک مجموعه به اصطلاح بین المللی که تحت نفوذ قدرتهای بزرگ نیز قرار دارد، به خود حق می دهد که برای ملتهایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن گوناگون، تکلیف معین کند.

ایشان با تأکید بر اینکه اصل این کار غلط است، خاطرنشان کردند: اگر چنانچه با اصل کار نمی‌توانید مخالفت کنید، صراحتاً اعلام کنید که جمهوری اسلامی ایران در زمینه آموزش و پرورش، دارای اسناد بالادستی است و احتیاجی به این سند ندارد.
ادامه نوشته