عدالت، قانون و مجری قانون
عدالت، قانون و مجری قانون.
قانون چیست و چه نسبتی با عدالت دارد؟
چه کسی اولین بار ادعا کرد که قانون برای تحقق بخشیدن به عدالت به وجود آمد؟
فکر چه کسی اولین بار به این سمت رفت که قانون تیشه ایست که پیکره عدالت را از تخته سنگ رفتارهای بشر میتراشد؟
میتوان درک کرد که انسانهای مصلحت اندیشی طی قرون و اعصار تلاش کرده اند تا قوانین به نفع مردم و در راستای پدید آوردن عدالت در جامعه باشد ولی قابل درک نیست که فکر کنیم هرچه نام قانون به خود گرفت متضمن عدالت است.
شاید حتی باید کمی عقبتر بازگردیم و از خود بپرسیم که چه کسی خود و افکار خود را مرجع قرار داد تا عدالت و شقاوت و مرزهای بین این دو را برایمان تعریف کند.
عدالت تعریف شده با شکمی پر از بوقلمون بریان تا چه حد با عدالتتعریف شده توسط شکمی خالی که در ته آن به سختی میتوان مقداری نان یافت شباهت و نقطه اشتراک دارد؟
حالا بیائید با هم حدس بزنیم که کدام تعریف از تعاریف قید شده در بالا میتواند در قانونگذاری و روند شکل گیری تصور جامع از عدالتت و بی عدالتی موثر باشد.
باید بگویم نیازی نیست زیاد باهوش باشید تا متوجه شوید که حوزه نفوذ تعریف مردگرسنه از یکمتر هم تجاوز نمیکند. و این تعریف مرد سیر است که در محافل و بلندگوها و رسانه ها جار زده میشود.
هنگامی که قصد نوشتن از فساد مجریان قانون باشد باید بازگردیم و نگاهی به پشت خود بکنیم که ماموران اجرای کدام قانون دچار فساد و تباهی شده اند؟
اینجاست که شاید بخواهیم ننیم نگاهی به خود قانونی بیندازیم که مجریانش چنین از راه راست منحرف شده اند.
اما آیا عاقلانه این نیست که یک بار دیگر بازگردیم به پشت سر نگاه کنیم تا دریابیم این قانون که توانایی هدایت مجریان خود را ندارد بر چه مبنایی استوار است؟
برای ایجاد کدام نظم، برای تامین منافع شهروندی کدام شهروند و برای احقاق حق کدام صاحب حقوق وضع شده؟
آیا این قانون وضع شده تا نظمی ایجاد کند که صفر های حساب بانکی فلان تاجر معروف بدون وقفه افزایش پیدا کند یا وضع شده تا با ایجاد نظم اجازه دهد مرد گرسنه ای که سالها در پس صفوف انسانیت نگاه داشته شده بتواند جلو آمده و حق خود را از جامعه بگیرد، همانقدری که کار کرده و عرق ریخته و نه آن میزان که صاحبان صنایع طبق قانون مقرر کرده اند.
آیا این قانون وضع شده تا حقوق شهروندی افرادی را تامین کند که عادت دارند تمام کارهای خود را، چه بزرگ و چه کوچک با تماس گرفتن با مقامات و زیر پا گذاشتن همه کاغذ های خط خطی شده برای جامعه مدنی، به انجام برسانند یا برای افرادی که تمام زندگی مدنی آنها شامل پنجره اتوبوس سرویس محل کارشان است که صبح زود و عصر ها از آن به مغازه های بسته و کرکره های پایین نگاه میکنند؟
آیا قانون وضع شده تا افرادی تحت ضل مقدس آن از گرده انسانها نردبان بسازند و بالا بروند یا وضع شده تا سایه ای باشد بالای سر مردمانی که زیر تابش بی امان ناملایمتی ها قرارگرفته اند و تک تک مقامات در سرتاسر جهان برای صیانت از حقوق ایشان سوگند یاد کرده اند؟
کاش میشد بجای کوبیدن بلا مقدمه مجریان قانونی که به فساد آلوده شده اند ابتدا فکر میکردیم تعریف ما از عدالت شامل حال چند نفر میشود که قانون حاصل از آن تنها توانایی دفاع از حقوق انگشت شماری از دانه درشتها را دارد اما در حوزه مجازات ید قدرتش بر تمام دله دزدها و بیچارگان و واماندگان تفوق دارد؟
باید ببینیم پول و قدرت و نفوذ در جهانبینی ما چه جایگای دارند که قانون و مجریانش سر تعظیم در برابرش خم میکنند و بعد غرور مجروح از آن تعظیم را با له کردن بی پولان و ضعیفان التیام میبخشند؟
القصه کوبیدن مجریان قانون آسان و در فضای رسانه ای امروز نان و آب دار است اما با این کوبیدنها به جایی نمیرسیم.
تعقل باید است تا ریشه بیماری را درک کنیم.
فسادی که اکنون در تمام ارکان رندگی اجتماعی بسط یافته بشری قابل مشاهده است مثال دردی است که پیکر انسان را در بر میگیرد.
شخصی به دنبال مسکن و تسکین آنی درد میرود غافل از اینکه درد همچنان هست و بعد از رفع تاثیر مسکن دوباره وجودش را دربر خواهد گرفت اما انسان عاقل میداند که این درد نشانه ی مشکلیست در بخشهای عمیق تر مکانیزم حیاتی اش و باید بعد از وقوف به مشکل اقدام به حل آن بکند و صد البته که در مدت این فرایند از مسکن هم استفاده خواهد کرد و داد حق خواهی خود را بر سر فاسدین خواهد کشید.
والسلام
توحید شاد قوشچی
97/04/15
قانون چیست و چه نسبتی با عدالت دارد؟
چه کسی اولین بار ادعا کرد که قانون برای تحقق بخشیدن به عدالت به وجود آمد؟
فکر چه کسی اولین بار به این سمت رفت که قانون تیشه ایست که پیکره عدالت را از تخته سنگ رفتارهای بشر میتراشد؟
میتوان درک کرد که انسانهای مصلحت اندیشی طی قرون و اعصار تلاش کرده اند تا قوانین به نفع مردم و در راستای پدید آوردن عدالت در جامعه باشد ولی قابل درک نیست که فکر کنیم هرچه نام قانون به خود گرفت متضمن عدالت است.
شاید حتی باید کمی عقبتر بازگردیم و از خود بپرسیم که چه کسی خود و افکار خود را مرجع قرار داد تا عدالت و شقاوت و مرزهای بین این دو را برایمان تعریف کند.
عدالت تعریف شده با شکمی پر از بوقلمون بریان تا چه حد با عدالتتعریف شده توسط شکمی خالی که در ته آن به سختی میتوان مقداری نان یافت شباهت و نقطه اشتراک دارد؟
حالا بیائید با هم حدس بزنیم که کدام تعریف از تعاریف قید شده در بالا میتواند در قانونگذاری و روند شکل گیری تصور جامع از عدالتت و بی عدالتی موثر باشد.
باید بگویم نیازی نیست زیاد باهوش باشید تا متوجه شوید که حوزه نفوذ تعریف مردگرسنه از یکمتر هم تجاوز نمیکند. و این تعریف مرد سیر است که در محافل و بلندگوها و رسانه ها جار زده میشود.
هنگامی که قصد نوشتن از فساد مجریان قانون باشد باید بازگردیم و نگاهی به پشت خود بکنیم که ماموران اجرای کدام قانون دچار فساد و تباهی شده اند؟
اینجاست که شاید بخواهیم ننیم نگاهی به خود قانونی بیندازیم که مجریانش چنین از راه راست منحرف شده اند.
اما آیا عاقلانه این نیست که یک بار دیگر بازگردیم به پشت سر نگاه کنیم تا دریابیم این قانون که توانایی هدایت مجریان خود را ندارد بر چه مبنایی استوار است؟
برای ایجاد کدام نظم، برای تامین منافع شهروندی کدام شهروند و برای احقاق حق کدام صاحب حقوق وضع شده؟
آیا این قانون وضع شده تا نظمی ایجاد کند که صفر های حساب بانکی فلان تاجر معروف بدون وقفه افزایش پیدا کند یا وضع شده تا با ایجاد نظم اجازه دهد مرد گرسنه ای که سالها در پس صفوف انسانیت نگاه داشته شده بتواند جلو آمده و حق خود را از جامعه بگیرد، همانقدری که کار کرده و عرق ریخته و نه آن میزان که صاحبان صنایع طبق قانون مقرر کرده اند.
آیا این قانون وضع شده تا حقوق شهروندی افرادی را تامین کند که عادت دارند تمام کارهای خود را، چه بزرگ و چه کوچک با تماس گرفتن با مقامات و زیر پا گذاشتن همه کاغذ های خط خطی شده برای جامعه مدنی، به انجام برسانند یا برای افرادی که تمام زندگی مدنی آنها شامل پنجره اتوبوس سرویس محل کارشان است که صبح زود و عصر ها از آن به مغازه های بسته و کرکره های پایین نگاه میکنند؟
آیا قانون وضع شده تا افرادی تحت ضل مقدس آن از گرده انسانها نردبان بسازند و بالا بروند یا وضع شده تا سایه ای باشد بالای سر مردمانی که زیر تابش بی امان ناملایمتی ها قرارگرفته اند و تک تک مقامات در سرتاسر جهان برای صیانت از حقوق ایشان سوگند یاد کرده اند؟
کاش میشد بجای کوبیدن بلا مقدمه مجریان قانونی که به فساد آلوده شده اند ابتدا فکر میکردیم تعریف ما از عدالت شامل حال چند نفر میشود که قانون حاصل از آن تنها توانایی دفاع از حقوق انگشت شماری از دانه درشتها را دارد اما در حوزه مجازات ید قدرتش بر تمام دله دزدها و بیچارگان و واماندگان تفوق دارد؟
باید ببینیم پول و قدرت و نفوذ در جهانبینی ما چه جایگای دارند که قانون و مجریانش سر تعظیم در برابرش خم میکنند و بعد غرور مجروح از آن تعظیم را با له کردن بی پولان و ضعیفان التیام میبخشند؟
القصه کوبیدن مجریان قانون آسان و در فضای رسانه ای امروز نان و آب دار است اما با این کوبیدنها به جایی نمیرسیم.
تعقل باید است تا ریشه بیماری را درک کنیم.
فسادی که اکنون در تمام ارکان رندگی اجتماعی بسط یافته بشری قابل مشاهده است مثال دردی است که پیکر انسان را در بر میگیرد.
شخصی به دنبال مسکن و تسکین آنی درد میرود غافل از اینکه درد همچنان هست و بعد از رفع تاثیر مسکن دوباره وجودش را دربر خواهد گرفت اما انسان عاقل میداند که این درد نشانه ی مشکلیست در بخشهای عمیق تر مکانیزم حیاتی اش و باید بعد از وقوف به مشکل اقدام به حل آن بکند و صد البته که در مدت این فرایند از مسکن هم استفاده خواهد کرد و داد حق خواهی خود را بر سر فاسدین خواهد کشید.
والسلام
توحید شاد قوشچی
97/04/15
+ نوشته شده در شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۶ ب.ظ توسط توحید شاد قوشچی
|
کارشناس علوم سیاسی